خلاصه
نمایشهای سهبعدی در برنامههایی که خود محلیسازی و جهتیابی در مسیریابی را فراهم میکنند در سالهای اخیر به دلیل پیشرفتهای فنی در این زمینه به طور فزایندهای محبوب شدهاند. با این حال، عوامل انسانی در هنگام طراحی نمایش های سه بعدی در حمایت از ناوبری عابر پیاده تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. هدف این مطالعه اکتشافی بررسی اثرات جنسیتی در استفاده از نقشه های سه بعدی برای جهت گیری فضایی است. ما نقشهای سهبعدی طراحی کردیم که نشانههای برجسته سهبعدی و طرحبندیهای دوبعدی را ترکیب میکند، و تفاوتهای جنسیتی را در عملکرد آنها در حین انجام وظایف جهتگیری با اجرای آزمایش ردیابی چشم ارزیابی کردیم. نتایج حاکی از آن است که تفاوت جنسیتی کلی در عملکرد و توجه بصری وجود ندارد. با این حال، ما مشاهده کردیم که مردانی که از نقشه سه بعدی استفاده می کنند توجه بیشتری به نقاط عطف در محیط نشان می دهند و عملکرد بهتری نسبت به هنگام استفاده از نقشه دو بعدی معمولی دارند، در حالی که عملکرد زنانه تفاوت معنی داری بین دو نوع استفاده از نقشه نشان نمی دهد. ما همچنین تفاوتهای جنسیتی متضاد را در توجه بصری بر روی نشانههای بین نقشههای سهبعدی و دوبعدی مشاهده کردیم. در حالی که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به زنان، مدت زمان بیشتری روی نشانه ها ثابت می کردند، زنان در هنگام استفاده از نقشه دو بعدی نسبت به مردان توجه بصری بیشتری به مکان های دیدنی داشتند. علاوه بر این، پروتکل های کلامی نشان داد که مردان هنگام تصمیم گیری اعتماد به نفس بیشتری دارند. این نتایج تجربی میتواند در طراحی ابزارهای بهبود مسیریابی مبتنی بر نقشه مفید باشد. در حالی که عملکرد زنانه تفاوت معنی داری بین دو نوع استفاده از نقشه نشان نداد. ما همچنین تفاوتهای جنسیتی متضاد را در توجه بصری بر روی نشانههای بین نقشههای سهبعدی و دوبعدی مشاهده کردیم. در حالی که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به زنان، مدت زمان بیشتری روی نشانه ها ثابت می کردند، زنان در هنگام استفاده از نقشه دو بعدی نسبت به مردان توجه بصری بیشتری به مکان های دیدنی داشتند. علاوه بر این، پروتکل های کلامی نشان داد که مردان هنگام تصمیم گیری اعتماد به نفس بیشتری دارند. این نتایج تجربی میتواند در طراحی ابزارهای بهبود مسیریابی مبتنی بر نقشه مفید باشد. در حالی که عملکرد زنانه تفاوت معنی داری بین دو نوع استفاده از نقشه نشان نداد. ما همچنین تفاوتهای جنسیتی متضاد را در توجه بصری بر روی نشانههای بین نقشههای سهبعدی و دوبعدی مشاهده کردیم. در حالی که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به زنان، مدت زمان بیشتری روی نشانه ها ثابت می کردند، زنان در هنگام استفاده از نقشه دو بعدی نسبت به مردان توجه بصری بیشتری به مکان های دیدنی داشتند. علاوه بر این، پروتکل های کلامی نشان داد که مردان هنگام تصمیم گیری اعتماد به نفس بیشتری دارند. این نتایج تجربی میتواند در طراحی ابزارهای بهبود مسیریابی مبتنی بر نقشه مفید باشد. پروتکل های کلامی نشان داد که مردان هنگام تصمیم گیری اعتماد به نفس بیشتری دارند. این نتایج تجربی میتواند در طراحی ابزارهای بهبود مسیریابی مبتنی بر نقشه مفید باشد. پروتکل های کلامی نشان داد که مردان هنگام تصمیم گیری اعتماد به نفس بیشتری دارند. این نتایج تجربی میتواند در طراحی ابزارهای بهبود مسیریابی مبتنی بر نقشه مفید باشد.
کلید واژه ها:
ردیابی چشم ؛ ناوبری عابر پیاده ; توجه بصری ؛ نقشه های سه بعدی ؛ دانش فضایی ؛ تصمیم گیری فضایی
1. معرفی
نقشه کشان و دانشمندان GI علاقه دیرینه ای به مدل سازی زمین به شکل سه بعدی (3D) دارند. در مقایسه با بازنماییهای دو بعدی (2 بعدی)، تصور میشود که نمایشهای سهبعدی یک نمای آشنا از جهان طبیعی ارائه میدهند و تفسیر را بهویژه برای کاربران مبتدی آسانتر میکنند [ 1 ، 2 ]. با این حال، به نظر میرسد که محبوبیت نمایشهای سهبعدی عمدتاً ناشی از پیشرفتهای فنی مانند جمعآوری دادههای سه بعدی، مدلسازی و افزایش قدرت پردازش و سرعت سختافزار است [ 3 ، 4 ]. تأثیر عوامل انسانی مانند جنسیت، سن، دانش تخصصی و پیشینه فرهنگی تا حد زیادی در طول ایجاد و ارزیابی نمایشهای سه بعدی نادیده گرفته شده است [ 5]]. اینکه آیا بازنمایی های سه بعدی توسط گروه های مختلف کاربران استقبال می شود و برای اهداف مختلف مناسب است، هنوز به خوبی مستند نشده است [ 4 ].
این مطالعه اکتشافی بر اثرات جنسیتی استفاده از نمایشهای سهبعدی برای خود محلیسازی و جهتیابی در مسیریابی، یکی از مهمترین وظایفی که در محیطهای آشنا یا ناآشنا با آن مواجه است، متمرکز است. مطالعات قبلی نشان دادهاند که تفاوتهای جنسیتی مربوط به نشانهها و تفسیر نقشه بر عملکرد مسیریابی تأثیر میگذارد. با این حال، مطالعات قبلی عمدتاً بر تفاوتهای جنسیتی که با نقشههای دوبعدی سنتی دیده میشود متمرکز شدهاند و شواهد تجربی در مورد تفاوتها با نقشههای سهبعدی نادر است. این مقاله به ویژه بر این موضوع تمرکز دارد که آیا استفاده از یک نقشه سه بعدی که نشانههای برجسته سه بعدی و طرحبندیهای دو بعدی را ترکیب میکند، میتواند منجر به تفاوتهای جنسیتی در خود محلیسازی و جهتگیری در طول مسیریابی شود یا خیر. تمرکز روی تاثیر یک نقشه سه بعدی بر عملکرد کاربر و توجه بصری به نقاط دیدنی بود. به طور مشخص،
- (1)
-
آیا در هنگام استفاده از دانش فضایی به دست آمده از نقشه های سه بعدی، تفاوت های جنسیتی در عملکرد کاربر و توجه بصری در هنگام خود محلی سازی و جهت گیری فضایی وجود دارد؟
- (2)
-
اگر تفاوتهای جنسیتی بالا وجود داشته باشد، آیا این تفاوتها با استفاده از نقشههای دوبعدی مطابقت دارد؟
برای این منظور، ما یک نقشه سه بعدی طراحی کردیم که نشانه های سه بعدی و چیدمان های دو بعدی را ترکیب می کند. سپس نقشه سه بعدی را با استفاده از مدلهای توجه دیداری محاسباتی ارزیابی کردیم و یک آزمایش ردیابی چشم دو عاملی (3D/2D و مرد/زن) طراحی کردیم. ما آزمایش را در یک محیط راه یاب شبیه سازی شده (همانطور که در بخش 3 توضیح داده شد ) انجام دادیم. ما حرکات چشم شرکتکنندگان و گزارشهای شفاهی را در حین یادگیری بصری نقشهها و جستجوی نشانههای جهتگیری فضایی ثبت کردیم. سپس عملکرد شرکتکننده و توجه بصری به صورت کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (همانطور که در بخش 4 توضیح داده شد ). ما در نهایت تفاوت های جنسیتی مشاهده شده و محدودیت های مطالعه را به همراه ارائه پیشنهادهایی برای مطالعات آینده مورد بحث قرار می دهیم (همانطور که در بخش 5 توضیح داده شد.و بخش 6 ).
توجه به این نکته ضروری است که اصطلاح سه بعدی استفاده شده در این مقاله به ژئو تجسم هایی اشاره دارد که اطلاعات را در نمای سه بعدی ارائه می کنند. آنها به کاربران اجازه می دهند اطلاعات سه بعدی را با چشم انداز یا دیگر نشانه های عمق درک کنند [ 6 ]. تفاوت بین چنین تجسمهای جغرافیایی و تجسمهای سه بعدی واقعی در این است که به جای نمایشگرهای استریوسکوپی فیزیکی واقعی، روی سطوح مسطح دوبعدی مانند صفحههای کامپیوتری نمایش داده میشوند [6 ] . برخی از مطالعات این مفهوم را به عنوان شبه 3D ، 2.5D ، و 3D-view می نامند [ 6 ، 7 ، 8 ]. ما به طور متناوب از عبارت نقشه/بازنمایی سه بعدی استفاده کرده ایمدر این مقاله برای جلوگیری از ابهام
2. پیشینه و کارهای مرتبط
2.1. تفاوت های جنسیتی در راهیابی
راهیابی، همانطور که گولج [ 9 ] تعریف میکند، «فرایند تعیین و دنبال کردن یک مسیر یا مسیر بین مبدأ و مقصد است». (ص 6). این یک رفتار پیچیده است که از یک سری فرآیندهای شناختی و رفتار فضایی تشکیل شده است [ 9 ، 10 ، 11 ]. از این میان، دو فرآیند شناختی مهم و نزدیک به هم در این مطالعه مورد توجه ویژه قرار می گیرند: جهت گیری فضایی (تعیین جهتی که فرد با آن روبروست) و خود محلی سازی (تعیین موقعیت خود در یک محیط). این دو فرآیند اغلب در طول مسیر به ویژه در نقاط تصمیم گیری در طول مسیریابی اجرا می شوند.
ادبیاتی که به تفاوتهای جنسیتی با توجه به راهیابی میپردازد، نتایج متفاوتی ارائه کرده است، اما به طور کلی توافق شده است که در حالی که تفاوتهای جنسیتی وجود دارد، این تفاوتها در وظایف و تواناییهای شناختی آزمایششده متفاوت است. و میزان و توزیع این تفاوت ها متفاوت است و می تواند به نفع مردان یا زنان باشد [ 12 ]. یک موضوع شناخته شده با توجه به استفاده از دانش فضایی برای راهیابی، تمایز استراتژی های “مسیر-بررسی” بین جنسیت ها است. برای مثال، مطالعات نشان داد که مردان تمایل دارند از فواصل اقلیدسی و جهتهای مطلق (یعنی شرق، غرب، جنوب و شمال) در طول مسیریابی استفاده کنند («استراتژی جهتگیری»)، در حالی که زنان تمایل بیشتری به تمرکز روی توالی از مکانی به مکان دیگر دارند. و چرخش چپ به راست (“استراتژی مسیر”) [ 13 ,14 ]. مشخص شد که زنان از نشانههای بیشتر در دادن و دنبال کردن دستورالعملها استفاده میکنند و نمرات بالاتری در وظایف حافظه مکان شی [ 12 ، 14 ] داشتند. زنان اضطراب فضایی بالاتری را در طول ناوبری گزارش میکنند که ثابت شده است که ارتباط منفی با استراتژی مسیر دارد [ 14 ]. این واقعیت که مردان تمایل به استفاده از پیکربندیهای جهانی و اطلاعات هندسی دارند، با این واقعیت که آنها همچنین میتوانند از اطلاعات شاخص برای راهیابی استفاده کنند، تناقض ندارد [ 15 ]. هنگامی که از نقشه ها در مسیریابی استفاده می شود، تفاوت های جنسیتی متناقض گزارش شده است. در حالی که برخی از مطالعات نشان دادند که مردان در مسیریابی به کمک نقشه (به عنوان مثال، [ 16 ، 17 ]) و مهارت های نقشه خوانی (مثلا، [17]) دقیق تر هستند.18 ، 19 ، 20 ، 21 ]، مطالعات دیگر هیچ تفاوتی را بین زن و مرد گزارش نکردند (به عنوان مثال، [ 19 ، 20 ، 22 ]). به عنوان مثال، Montello، Lovelace، Golledge و Self [ 22 ] دریافتند که مردان دقت قابل توجهی بالاتری نسبت به زنان در تخمین مسافت دارند، اما فقط در هنگام استفاده از دانش به دست آمده از سفر در محیط واقعی به جای استفاده از دانش حاصل از نقشه. Coluccia و Louse [ 23 ] فرض کردند که ممکن است برای زنان به دست آوردن دانش نظرسنجی از یک محیط دشوارتر باشد، اما اگر دانش نظرسنجی قبلاً توسط نقشه ها ارائه شده باشد، تفاوت های جنسیتی ناپدید می شوند.
لازم به ذکر است که مطالعات قبلی که تفاوتهای جنسیتی مرتبط با نقشه را بررسی میکردند، فقط از نقشههای دو بعدی استفاده میکردند تا نقشههای سه بعدی. این ممکن است تا حدی به این دلیل باشد که نمایشهای سهبعدی تا زمانی که در سالهای اخیر پیشرفتهای فنآوری در اکتساب، مدلسازی و ارائه دادههای سهبعدی صورت نگرفت، محبوب نشدند [ 3 ، 4 ]. با ارائه یک دید آشنا از جهان از طریق سه بعدی، اعتقاد بر این است که بازنماییهای سه بعدی میتوانند آسانتر از نمایشهای دو بعدی معمولی تفسیر شوند [ 24 ]. محور اضافی می تواند فضای بیشتری را برای نمایش اطلاعات فراهم کند [ 24 ]. مطالعات نشان دادهاند که نمایشهای سهبعدی میتوانند تشخیص نقطه عطف را با اطمینان بالاتر تسهیل کنند [ 1 ، 2 ،25 ]. پیشنهاد میشود در حالی که نمایشهای سهبعدی میتوانند استفاده از شناسایی اقلیدسی را در مورد مردان تسهیل کنند، حافظه مکان شی میتواند تشخیص نشانهها توسط زنان را در طول ناوبری تسهیل کند [ 13 ]. بنابراین، قابل قبول است که ادغام نشانه ها در نقشه ها به صورت سه بعدی می تواند برای هر دو جنس مفید باشد. با این حال، شواهد تجربی در مورد چنین اثرات جنسیتی در مسیریابی نادر است.
هدف ما این است که بررسی کنیم که آیا مردان و زنان سطوح متفاوتی از عملکرد را در طول خود محلیسازی و جهتیابی فضایی با استفاده از نمایشهای سهبعدی در مقایسه با نقشههای دوبعدی رایج نشان میدهند. ما عمدتاً به تأثیرات جنسیتی بر عملکرد کاربر و توجه بصری به نشانهها در طول تصمیمگیری فضایی نگاه میکنیم.
2.2. ارزیابی نمایشهای سه بعدی برای راهیابی
اگرچه تعدادی از مطالعات گزارش کردهاند که شرکتکنندگان نمایشهای سه بعدی را مفیدتر و جذابتر از نمایشهای دو بعدی میدانستند، تعداد کمی از مطالعات در واقع عملکرد بهتری را با نمایشهای سهبعدی مشاهده کردند [ 8 ، 26 ، 27 ]. Popelka و Doležalová [ 8 ] هیچ تفاوت قابل توجهی در چندین معیار حرکت چشم بین استفاده از نقشه های دو بعدی و سه بعدی برای کارهای جستجوی بصری پیدا نکردند. شواهد نشان دادهاند که بازنماییهایی با اضافه بار اطلاعات و پیچیدگی بصری بالا، حجم کار شناختی بالایی را طلب میکنند و به تلاش و توجه ذهنی بیشتری نیاز دارند [ 8 ، 27 ]. بیش از حد مدل های شاخص سه بعدی روی صفحه می تواند کاربر نقشه را گیج کند و کند کند [ 28]]. مطالعات ردیابی چشم همچنین پیشنهاد کردهاند که شرکتکنندگانی که از نمایشهای سهبعدی استفاده میکنند باید یک جستجوی بصری گسترده برای یافتن جزئیات مسیرها در طول یادگیری نقشه انجام دهند [ 29 ]. هنگام جستجوی اشیا، نقشههای سه بعدی تثبیتهای خوشهای با مدت طولانیتر و دامنه ساکادیک کوچکتر تولید میکنند [ 30 ]. این بدان معناست که کاربران سه بعدی در جمع آوری اطلاعات جزئی کارایی کمتری دارند. یک راه حل ممکن برای کاهش اضافه بار اطلاعات و بار کاری شناختی، ارائه تنها برجسته ترین و مرتبط ترین نشانه ها به جای شامل کردن همه آنها است [ 31 ].
برخی از مطالعات اخیر ادغام نمایش های سه بعدی و دو بعدی را برای ترکیب مزایای آنها پیشنهاد کرده اند [ 29 ، 30 ، 32 ]. برای مثال، لی، وو، چائو و لی [ 30 ] پیشنهاد کردهاند که نقشههای دوبعدی میتوانند برای ارائه یک ساختار کلی از مسیرها استفاده شوند و اطلاعات سه بعدی زمانی که کاربران مکانهای مورد علاقه را جستجو میکنند، فعال میشوند. لیائو، دونگ، پنگ و لیو [ 29 ] دریافتهاند که نقشههای دوبعدی برای کسب دانش فضایی کارآمدتر هستند، در حالی که نمایشهای سهبعدی جستجوی بصری کارآمدتری را برای کاربران فراهم میکنند و در نتیجه عملکرد بهتری در نقاط تصمیمگیری دارند. یک نمای هوایی و عمودی از نقشه های دوبعدی، کاربران را قادر می سازد تا دانش پیکربندی محیط را کسب کنند (که دانش نظرسنجی نیز نامیده می شود).). شواهد نشان می دهد که این درک جهانی می تواند در روابط فضایی دقیق تر از یادگیری از تجربه مستقیم باشد [ 33 ]. در مقابل، نمایشهای سهبعدی میتوانند از شناسایی نقطه عطف پشتیبانی کرده و دانش نقطه عطف و دانش مسیر را ارائه دهند، که برای راهیابی نیز بسیار مهم است [ 34 ]. مزیت ترکیب این دو نوع نمایش برای راهیابی این است که ترکیب آنها هر نوع دانش فضایی را به طور همزمان ارائه می دهد [ 34]]. هدف ما این است که این رویکرد بالقوه امیدوارکننده را با طراحی یک نقشه سهبعدی که نشانههای برجسته سهبعدی و طرحبندیهای دو بعدی را ترکیب میکند، بررسی کنیم. فرضیه ما این است که اگر نشانههای سهبعدی مرتبط با کار به گونهای طراحی شوند که از نظر ادراکی بر روی نقشه جذاب باشند، کاربران به این نشانهها روی نقشه و موارد مربوطه در محیط توجه میکنند تا فرآیند جهتگیری فضایی را تسهیل کنند. بنابراین، کاربران به طور موثر و کارآمد تصمیم می گیرند.
3. روش ها و مواد
3.1. طراحی نقشه سه بعدی
برای شروع، یک منطقه آزمایشی و مسیر انتخاب شد (در زیر در بخش 3.7 توضیح داده شده است ) و سپس نقشه سه بعدی به صورت دستی طراحی شد. یکی از اهداف کلیدی در طراحی نقشه سه بعدی اطمینان از انتقال موثر و کارآمد اطلاعات کارتوگرافی به کاربران است. سوینتی و همکاران [ 35 ] یک چارچوب کلی برای ژئوتصویرسازی به نام «ژئو تجسم هدایتکننده توجه» پیشنهاد کرد. اصول اساسی آن عبارتند از: (1) طراحی اشیاء مرتبط با کار که از نظر ادراکی برجسته هستند. (2) اشیاء مرتبط کمتر را جذاب تر کند. و (3) اشیاء نامربوط را حذف کنید [ 35 ]. بر اساس یک آزمایش ردیابی چشم کنترل شده، فابریکانت و همکاران. [ 36] بیشتر نشان داد که طرحهای برجسته ادراکی میتوانند در استنتاج فضایی کارآمد برای کاربران مبتدی هنگام تفسیر نقشههای آب و هوا کمک کنند. ما این اصول را در طراحی نقشه سه بعدی خود اعمال کردیم.
اولین گام در طراحی نقشه سه بعدی، تعیین اشیاء مربوط به کار بود. در حالت ایده آل، ارتباط به صورت کمی اندازه گیری می شود. با این حال، کمی کردن ارتباط در یک زمینه جغرافیایی پیچیده است [ 37 ، 38 ] و خارج از محدوده این مقاله در نظر گرفته می شود. ما از یک رویکرد عملی استفاده کردیم: استفاده از برجسته بودن نقطه عطف برای تقریبی ارتباط کار. این فرض را بر این میگذارد که مکانهای شاخص با برجستگی بالاتر به وظیفه راهیابی مرتبطتر هستند. بنابراین ما Raubal and Winter را پذیرفتیم [ 39] مدل برای محاسبه برجستگی هر ساختمان در طول مسیر انتخاب شده. در این مدل، برجستگی نقطه عطف به عنوان یک مجموع خطی وزنی از سه جزء – جاذبه بصری، معنایی و ساختاری نشانهها محاسبه میشود. برای جزئیات روش، به رابال و وینتر [ 39 ] و نوثگر و همکاران مراجعه کنید. [ 40 ]. برای جزئیات محاسبه برجستگی نقطه عطف ما و فرآیند انتخاب نشانه، به مواد تکمیلی این مقاله به صورت آنلاین مراجعه کنید.
مرحله دوم ساخت مدل های سه بعدی و طراحی نقشه پایه دو بعدی بود. ما برجسته ترین ساختمان را برای هر نقطه تصمیم گیری انتخاب کردیم و مدل های سه بعدی فوتورئالیستی ساختمان ها را ساختیم. فرآیند طراحی نقشه پایه دوبعدی عموماً از فرآیندها و اصول طراحی نقشه مرسوم پیروی می کرد [ 41 ]. اصل کلیدی در طراحی نقشه این بود که ویژگیهای مرتبط با کار را از لحاظ ادراکی برجستهتر نشان دهیم و اطلاعات اضافی را کاهش دهیم و در عین حال اطلاعات کافی را برای یافتن راه در مسیر انتخابشده حفظ کنیم [35 ]]. به عنوان مثال، برای دستیابی به اختصار و کاهش پیچیدگی بصری، برچسبها (نام خیابانها و نام ساختمانها) و ویژگیهایی که از مسیر دور بودند نامربوط در نظر گرفته شدند و بنابراین از نقشه حذف شدند. در واقع آنها برای راه یاب ها در مسیر انتخاب شده نامرئی بودند.
در نهایت، لایه های بصری به صورت سلسله مراتبی در مناطق، جاده ها، مسیر، برچسب ها و نشانه های سه بعدی سازماندهی شدند [ 35 ]. یک دیدگاه مورب اتخاذ شد. نقشه طراحی شده برای منطقه آزمایشی در شکل 1 نشان داده شده است . با استفاده از ESRI ArcMap و ArcScene ( www.esri.com ) ایجاد شد . ما انتظار داشتیم که توجه بصری کاربران میتواند در طول فرآیند کسب دانش فضایی از روی نقشه به نقاط برجسته جلب شود و هنگامی که تلاش میکنند این اطلاعات را در مسیریابی به کار ببرند، توجه بصری آنها به نشانههای مربوطه معطوف شود.
3.2. ارزشیابی پیش آزمون
برای آزمایش برجستگی بصری نقشه سه بعدی طراحی شده، یک ارزیابی پیش آزمون از محرک ها با استفاده از مدل های توجه دیداری محاسباتی در مقایسه با نقشه دو بعدی (نقشه گوگل همان منطقه) انجام دادیم. مدلهای توجه بصری محاسباتی بر اساس ویژگیهای پایین به بالا (به عنوان مثال، رنگ، شدت، و جهتگیری) برای محاسبه «نقشه برجسته» است که نمایانگر مکانهای صحنه است [ 42 ]. مدلهای محاسباتی میتوانند از نقشه برجسته برای پیشبینی جایی که توجه بصری متمرکز میشود استفاده کنند. توجه به این نکته مهم است که این مدلها صرفاً به ویژگیهای پایین به بالا بستگی دارند و عوامل بالا به پایین مانند وظایف کاربر و دانش قبلی را در نظر نمیگیرند [ 43]]. چنین مدلهای توجه دیداری محاسباتی برای ارزیابی برجستگی بصری طرحهای نقشه استفاده میشوند و معمولاً در مطالعات نقشهبرداری استفاده میشوند [ 35 ، 36 ، 44 ، 45 ]. ما مدل Itti را که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد که توسط Itti و همکاران توسعه داده شده است، اتخاذ کردیم. [ 46 ] برای محاسبه نقشه های برجسته.
نقشه های برجسته برای نقشه سه بعدی طراحی شده و نقشه دو بعدی در شکل 2 نشان داده شده است. می بینیم که برای نقشه سه بعدی طراحی شده، نشانه های سه بعدی برجستگی بصری بالاتری نسبت به ناحیه پس زمینه دارند. انتظار می رفت این نشانه ها جذاب تر باشند و توجه بصری شرکت کنندگان را در حین یادگیری نقشه جلب کنند. در مقابل، برای نقشه دوبعدی، بسیاری از عناصر بی ربط با کار برجستگی بالایی دارند، که ممکن است توجه بصری شرکت کنندگان را در حین یادگیری نقشه منحرف کند. این نتایج شواهد اولیه ای را ارائه می دهند که انتظار می رود اشیاء ادراکی برجسته مرتبط با کار در نقشه های سه بعدی، پردازش اطلاعات بصری و کسب دانش فضایی را تسریع کنند. در مرحله بعد، یک آزمایش ردیابی چشم کنترلشده طراحی و انجام شد تا مشخص شود که آیا تفاوتهای جنسیتی در عملکرد کاربر و توجه بصری روی نشانهها، هنگام استفاده از طراحی سه بعدی برای جهتگیری فضایی وجود دارد یا خیر.
3.3. راه اندازی آزمایشی ردیابی چشم
ردیابی چشم یک تکنیک پرکاربرد برای بررسی توجه بصری و فرآیندهای شناختی درونی است [ 43 ]. از دهه 1970 در مطالعات نقشه کشی پذیرفته شده است [ 47 ]. مطالعات اخیر ردیابی چشم طیف وسیعی از موضوعات [ 48 ] را پوشش داده است، مانند ارزیابی قابلیت استفاده از نقشه [ 45 ، 49 ، 50 ]، تجزیه و تحلیل رفتار بصری کاربر [ 51 ، 52 ]، تعامل نقشه مبتنی بر نگاه [ 53 ]، و شناخت فضایی [ 54 ، 55 ].
آزمایشهای ردیابی چشم در محل با آزمایشهای آزمایشگاهی متفاوت است. مطالعات قبلی نشان میدهد که آزمایشهای میدانی با استفاده از سیستم ردیابی چشمی سیار ممکن است با شکست کالیبراسیون مواجه شوند [ 28 ، 56 ]. علاوه بر این، یک آزمایش میدانی کنترل کمتری بر محیط فراهم میکند و بارهای کاری پردازش داده فشرده را اعمال میکند [ 54 ]. در مقابل، تنظیمات مبتنی بر آزمایشگاه میتوانند محیط کنترلشدهتری را برای جمعآوری دادههای حرکت چشم و جلوگیری از مواجهه با خطر شکست کالیبراسیون فراهم کنند [ 57 ]. بنابراین، ما تصمیم گرفتیم یک آزمایش ردیابی چشم مبتنی بر آزمایشگاه را اتخاذ کنیم و آزمایشهای ناوبری میدانی را برای تحقیقات بعدی رها کنیم.
ما از Tencent Street View ( http://map.qq.com/ ) برای شبیه سازی محیط واقعی [ 58 ] استفاده کردیم ( شکل 3 ج). همانند نمای معروف خیابان گوگل، نمای خیابان Tencent به کاربران امکان کنترل رایگان در پانورامای 360 درجه با وضوح بالا در سطح زمین را می دهد و تجربه ای واقع گرایانه و غوطه ور ایجاد می کند [59 ] . ما از نمای خیابان به جای تصاویر ایستا استفاده کردیم، زیرا به محیط واقعی نزدیکتر است و راه یابها میتوانند برای جستجوی نشانههای بصری در طول جهتگیری فضایی به اطراف نگاه کنند. در آزمایش، ما از دیگر محققان پیروی کردیم [ 33 ، 60 ، 61] با درخواست از شرکت کنندگان برای یادگیری از یک نقشه سه بعدی یا دو بعدی و سپس انجام مجموعه ای از وظایف مربوط به جهت نشان دادن در نمای خیابان. علاوه بر این، گزارشهای شفاهی شرکتکنندگان را نیز ضبط کردیم تا بینش بیشتری در مورد افکار آنها در طول وظایف آزمایشی به دست آوریم.
3.4. شركت كنندگان
آزمایش یک طرح دو عاملی بود. 20 شرکت کننده (10 مرد و 10 زن) 18 تا 25 ساله به طور داوطلبانه در این آزمایش شرکت کردند. شرکت کنندگان به دو گروه (2 بعدی در مقابل سه بعدی) با 5 مرد و 5 زن در هر گروه تقسیم شدند. آنها هیچ اطلاعی در مورد ماهیت آزمایش نداشتند. آنها دانشجوی کارشناسی ( 14 نفر) یا دانشجوی کارشناسی ارشد ( n ) بودند= 6). پنج نفر از آنها در رشته های غیرجغرافیایی (سه نفر در گروه دو بعدی و دو نفر در گروه سه بعدی) و بقیه دارای سوابق مرتبط با رشته جغرافیایی بودند. هیچ یک از شرکت کنندگان مسیر از پیش تعیین شده را طی نکرده و یا از چهار نقطه تصمیم گیری بازدید نکرده بودند. آنها کاربران معمولی اینترنت بودند و تجربه استفاده از نقشه های وب و نقشه های موبایل را داشتند. همه شرکت کنندگان بینایی طبیعی یا اصلاح شده به نرمال داشتند. هر شرکت کننده 20 ین ( یوان ) به عنوان غرامت برای شرکت خود دریافت کرد. این مطالعه توسط هیئت بررسی نهادی دانشگاهی که نویسندگان به آن تعلق دارند تأیید شد. همه شرکت کنندگان رضایت آگاهانه کتبی خود را برای شرکت در آزمایش ارائه کرده بودند.
3.5. دستگاه
ما از یک ردیاب چشم Tobii T120 ( www.tobii.com ) با نرخ نمونه برداری 120 هرتز و یک مانیتور 17 اینچی (1280 × 1024 پیکسل) استفاده کردیم. دقت ضبط ردیاب چشمی 0.5 درجه و وضوح فضایی 0.2 درجه بود. این امکان حرکت سر را در محدوده 0.2 درجه فراهم می کرد. همه نرخهای نمونه شرکتکننده بالای 80 درصد بود. برای پردازش داده های حرکت چشم از نرم افزار Tobii Studio نسخه 3.0 استفاده شد. الگوریتم Tobii I-VT به عنوان فیلتر تثبیت برای شناسایی تثبیت ها از داده های خام استفاده شد [ 62 ]. طبق کتابچه راهنمای کاربر Tobii Studio، الگوریتم Tobii I-VT توسط Olsson [ 63 ] پیشنهاد شد و به عنوان الگوریتم ثابت پیش فرض در Tobii Studio [ 62] استفاده شد.]. الگوریتم بر اساس فیلتر تثبیت کلاسیک I-VT همانطور که در Salvucci و Goldberg [ 64 ] و Komogortsev و همکاران توضیح داده شد، بود. [ 65 ]. آستانه سرعت روی 30 درجه بر ثانیه تنظیم شد. هر تثبیت کوتاهی که مدت زمان آن کمتر از 60 میلی ثانیه بود دور انداخته شد. شرکت کنندگان از صفحه کلید و ماوس کامپیوتر به عنوان دستگاه ورودی برای تکمیل وظایف خود استفاده کردند. میکروفون ها برای ضبط گزارش های شفاهی به کامپیوتر متصل شدند. تمام تجهیزات در یک اتاق اختصاصی با نور مناسب و بدون اختلال راه اندازی شد.
3.6. محرک ها
همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است ، ما از نقشه دو بعدی گوگل به عنوان نقشه دو بعدی استفاده کردیم. نمای سه بعدی در ESRI ArcScene نمایش داده شد و هر دو نقشه دو بعدی و سه بعدی تعاملی بودند. مسیری از ابتدا تا مقصد به طول حدود 1.7 کیلومتر بر روی نقشه مشخص شده است. از نقطه شروع A، Bainian Luzhu (یک میان وعده، LM1 در شکل 1 ) شروع شد و به مقصد B، مردان تیانان (یک جاذبه توریستی معروف در پکن، LM6 در شکل 1 ) ختم شد ( شکل 3)آ). ما چهار چهارراه (با برچسب C1 تا C4) در طول مسیر مربوط به چهار وظیفه جهتگیری در آزمایش انتخاب کردیم. در هر کار، یک صحنه نمای خیابان به شرکت کنندگان ارائه شد که در یکی از چهار نقطه تصمیم قرار داشت. از شرکتکنندگان خواسته شد با جستجوی نشانههایی از نمای خیابان و یادآوری اطلاعاتی که قبلاً از نقشه سهبعدی یا دوبعدی بهدستآمده بودند، جهت رسیدن به ایستگاه بعدی را تعیین کنند.
3.7. روش
ابتدا از شرکت کنندگان استقبال شد و به طور مختصر با این روش آشنا شد. سپس آنها به گروه نقشه سه بعدی یا گروه نقشه دو بعدی اختصاص داده شدند. تعداد زن و مرد بین دو گروه متعادل بود. سپس به شرکتکنندگان آموزش داده شد که چگونه نقشه و نمای خیابان را کنترل کنند (مثلاً بزرگنمایی و کوچکنمایی، تغییر جهت، حرکت به جلو). مهلت پنج دقیقه ای به آنها داده شد تا با کنترل ها آشنا شوند و با استفاده از نقشه و صحنه نمونه نقشه و نمای خیابان را بررسی کنند.
پس از آموزش پیش آزمون و آشنایی، شرکت کنندگان فرآیند کالیبراسیون را آغاز کردند. ما از حالت پیش فرض 5 نقطه برای کالیبره کردن چشم شرکت کنندگان استفاده کردیم. از شرکت کنندگان خواسته شد که تمام توجه بصری خود را روی مرکز نقاط متمرکز کنند. سپس نقشه آزمایشی (سه بعدی یا دو بعدی) به شرکت کنندگان ارائه شد. به شرکت کنندگان دستور داده شد تا نقشه را بخوانند و مسیر و هرگونه اطلاعات مرتبط مانند خیابان ها، نقاط دیدنی و پیچ ها را تا حد امکان برای کارهای بعدی به خاطر بسپارند. به آنها گفته شد که در کار بعدی اجازه ندارند به عقب برگردند و دوباره نقشه را نگاه کنند. هیچ محدودیت زمانی بالایی برای کار یادگیری وجود نداشت. هنگامی که شرکت کنندگان احساس آمادگی کردند، می توانند نقشه را خودشان ببندند.
در مرحله بعد، چهار صحنه (C1 تا C4) به ترتیب نمای خیابان به شرکت کنندگان ارائه شد ( شکل 3 ). در هر صحنه، شرکت کنندگان باید جهت توقف بعدی را نشان می دادند. آنها میتوانند نمای خیابان را بچرخانند و بزرگنمایی کنند تا مسیری را که قبلاً آموختهاند، پیدا کرده و جهتیابی کنند. هنگامی که آنها تصمیم نهایی را گرفتند، از آنها خواسته شد که جهت دقیق را به آزمایشگر ارائه دهند. جهت اولیه در نمای خیابان برای C1-C4 به ترتیب غرب، جنوب غربی، شرق و غرب بود. به آنها اجازه داده شد که هر گونه فکری را در مورد این کار بیان کنند و آزمایشگر به سؤالات آنها پاسخ می داد. پس از تصمیم گیری نهایی، صحنه بعدی ارائه شد. هیچ محدودیت زمانی بالایی برای اتمام کارها وجود نداشت.
در نهایت، از شرکت کنندگان خواسته شد: (1) توانایی آنها برای یافتن راهی برای رسیدن به یک مقصد در یک محیط ناآشنا (در مقیاس پنج درجه ای، از 1: بسیار ضعیف تا 5: بسیار خوب) را ارزیابی کنند. (2) آشنایی آنها با نقشه های الکترونیکی (در مقیاس پنج نقطه ای، از 1: ناآشنا تا 5: بسیار آشنا). و (3) تجربیات آنها در استفاده از نقشه های موبایل برای یافتن راه (در مقیاس پنج نقطه ای، از 1: هرگز استفاده نشده تا 5: همیشه استفاده می شود). این پرسشنامه همچنین از شرکت کنندگان خواسته بود تا مشخص کنند که آیا مسیر را پیاده روی کرده اند و قبلاً از نقاط دیدنی بازدید کرده اند یا خیر.
4. نتایج و بحث
4.1. یادگیری نقشه
از آنجایی که حجم نمونه ما کوچک بود، از یک آزمون ناپارامتریک، آزمون Mann-Whitney U استفاده کردیم تا تأثیرات جنسیت (مرد در مقابل زن) را بر روی همه آمارها در داخل و بین گروه ها بررسی کنیم. معنیداری تفاوت در سطح 0.05 مورد آزمایش قرار گرفت و آمار U و آماره استاندارد Z در اینجا گزارش شدهاند. مدت زمان مرحله یادگیری نقشه ( شکل 4 الف) برای مردان بین 38.20 و 173.25 ثانیه ( M = 101.20، SD = 36.92) متغیر بود، در حالی که میانگین مدت زمان برای زنان 141.00 ثانیه بود که بین 78.25 = 28 . 75.97). اگرچه مطالعه نقشه ها برای خانم ها کمی بیشتر طول کشید، اما این تفاوت معنی دار نبود. U= 39.00، Z = -0.832، p = 0.436 > 0.05. هیچ تفاوت قابل توجهی در هر دو گروه دو بعدی یا سه بعدی مشاهده نشد. این نشان میدهد که شرکتکنندگان، چه مرد و چه زن، زمان مساوی را صرف کسب اطلاعاتی کردهاند که تصور میکردند لازم و کافی است. شایان ذکر است که واریانس گروه زن بیشتر از گروه مرد بود. این نشان می دهد که شرکت کنندگان زن نسبت به شرکت کنندگان مرد همگن کمتری داشتند.
4.2. عملکرد عمومی
آمار دقت و زمان پاسخ در شکل 4 b,c نشان داده شده است. نرها کمی دقیق تر بودند ( M = 0.88، SD = 0.18) از ماده ها ( M = 0.80، SD = 0.26) اما این تفاوت معنی دار نبود ( U = 43.00، Z = -0.589، p = 0.631 > 0.05). نتایج مشابهی با توجه به زمان پاسخ مشاهده شد. مردان سریعتر ( M = 112.09، SD = 73.26) نسبت به زنان ( M = 162.25، SD = 64.95) عمل کردند، اما این تفاوت معنی دار نبود ( U = 28.00، Z = -1.663،p = 0.105 > 0.05). جالب توجه است که ما مشاهده کردیم که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی دقیق تر ( U = 2.50، Z = -2.390، p = 0.017 <0.05) و کارآمدتر ( U = 2.0، Z = -2.193، p = 0.028 <0.05) بودند. هنگام استفاده از نقشه دو بعدی با این حال، زنان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی عملکرد بهتری از خود نشان ندادند.
برای پرسشنامه خودگزارشدهی شرکتکنندگان از توانایی فضایی و تجربیات راهیابی، میانگین امتیاز 3.48 ( SD = 0.68) با حداقل مقدار 1.67 و حداکثر مقدار 4.67 مشاهده میشود. آزمون Mann-Whitney U نشان میدهد که تفاوت در نمرات بین مردان و زنان معنیدار نبود ( U = 28.00، Z = -1.708، p = 0.105 > 0.05). آزمون اسپیرمن رو نشان میدهد که نمرات با دقت وظایف جهتیابی همبستگی مثبت دارند ( r = 0.509، p = 0.022 <0.05) اما نه با زمان پاسخ ( r = -0.430، p = 0.058 > 0.05).
4.3. توجه بصری به نقاط دیدنی
تجزیه و تحلیل کمی بیشتر مورد نیاز است تا بررسی شود که آیا و برای چه مدت شرکت کنندگان نقاط عطف را برای تصمیم گیری خود درک کرده اند یا خیر. در مقایسه با مطالعات ردیابی چشم موجود که از محرکهای نقشه ایستا یا طرحهای تعاملی ساده استفاده میکردند (به عنوان مثال، [ 49 ، 51 ، 66 ، 67 ])، این مطالعه به کاربر اجازه داد آزادانه نمای خیابان را کنترل کند، که منجر به سطح بالاتری از دشواری شد. در تجزیه و تحلیل داده های حرکت چشم ما یک روش سنتی را برای مقابله با چنین دادههای حرکت چشمی با ایجاد مناطق پویا مورد علاقه دنبال کردیم (AOIها، شکل 5 ). با این حال، این روش یک فرآیند کار فشرده و زمان بر است [ 68]. برای هر شرکتکننده و کار، فریمهای کلیدی را تنظیم میکنیم تا نقطه دقیق تغییر صحنه را نشان دهد و AOIهای نشانههای مربوطه را برای هر فریم کلیدی ترسیم کنیم. ما AOIهای پویا را برای همه LMها تولید کردیم، به جز LM6، زیرا LM6 در Crossroad 4 نامرئی بود. بر اساس AOIهای پویا، دو معیار در سطح تثبیت استخراج و محاسبه شد تا توجه بصری شرکتکننده را بر روی نشانهها تجزیه و تحلیل کند: مدت زمان تثبیت به عنوان درصد (مدت تثبیت/ زمان پاسخ)، و شمارش تثبیت به عنوان درصد (تعداد تثبیت/تعداد کل تثبیت). ما به جای مقادیر مطلق از درصد استفاده کردیم زیرا تعداد تثبیت و مدت زمان با زمان پاسخ مرتبط است.
نتایج تجزیه و تحلیل انجام شده با توجه به توجه بصری بر روی نشانه ها در شکل 6 نشان داده شده است . به طور کلی، تفاوت معنی داری در طول مدت تثبیت و تعداد تثبیت بین مردان و زنان وجود نداشت. با این حال، مردان هنگام استفاده از نقشه دوبعدی (U = 1.00، Z = -2.402، P = 0.016 <P = 0.056، SD = 0.011 ) در مقایسه با زنان (0.056 = M ، 0.011 = SD ) برای مدت زمانهای بسیار کوتاهتری بر روی نشانهها ثابت میشوند. 0.05). در حالی که این تفاوت بین مردان ( M = 0.111، SD = 0.011) و زنان ( M = 0.051، SD معکوس شد.= 0.011) هنگام استفاده از نقشه سه بعدی ( U = 0.00، Z = -2.611، p = 0.008 < 0.01). به طور مشابه، از نظر تعداد تثبیت، مردان در هنگام استفاده از نقشه دوبعدی نقاط مشخص کمتری را نسبت به زنان ثابت کردند ( U = 0.00، Z = -2.611، p = 0.008 <0.01). ما حدس می زنیم که این تفاوت معکوس است که منجر به تفاوت کلی ناچیز بین مردان و زنان شده است.
از نظر مقایسه بین انواع نقشه، مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به هنگام استفاده از نقشه دوبعدی ( U = 0.00، Z = -2.611، 0.008 = p = 0.01) به طور قابل توجهی بر روی نقاط عطف ثابت ماندند، در حالی که زنان تفاوت معنی داری نداشتند. مدت زمان تثبیت بین نقشه های دوبعدی و سه بعدی ( U = 11.00، Z = -0.313، p= 0.841 > 0.05). اهمیت تفاوت در تعداد تثبیت مشابه با تفاوت در مدت زمان تثبیت است. به عبارت دیگر، نقشه سهبعدی مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت را در نقاط عطف برای مردان افزایش داد، اما برای زنان نه. این با این مشاهدات مطابقت دارد که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی بهتر از هنگام استفاده از نقشه دو بعدی عمل کردند، در حالی که زنان این کار را نکردند.
4.4. پروتکل های شفاهی
هدف ما استفاده از داده های پروتکل شفاهی برای به دست آوردن بینش کیفی اضافی در مورد افکار شرکت کنندگان بود. تمام گزارش های شفاهی تولید شده رونویسی و به انگلیسی ترجمه شدند. سپس رونوشت ها بر اساس پروتکل کدگذاری جمله نشان داده شده در جدول 1 تقسیم شدند. ما جملات گفته شده توسط شرکت کنندگان را به سوالات (Q) و عبارات (S) طبقه بندی کردیم. سوالات بیشتر به Q1 (پرسشهای عمومی در مورد کنترل نمای خیابان و کار در دست) و Q2 (پرسشهای مربوط به ساختمانها و خیابانهای مجاور) تقسیم شدند. بیانیه ها همچنین به گزاره های مثبت (PS) (PS1: قضاوت نقطه عطف/خیابان، PS2: قضاوت عمل) و اظهارات منفی (NS) تقسیم شدند. سوالات و اظهارات شرکت کنندگان (به ویژه Q2 و NS) شاخص سطح اطمینان آنها در قضاوت در نظر گرفته شد.
پاسخهای آزمایشگر به شرکتکنندگان بر اساس سودمندی یا سودمندی (یعنی میزان استفاده از پاسخ برای حل مسئله و تکمیل کار) در شش سطح (R1-R6) طبقهبندی شد: دستورالعملها (R1)، پاسخهای ساده. (R2)، راهنمایی (R3)، نام ساختمان یا خیابان (R4)، گفتن جهت درست (R5)، و اشاره به جهت درست (R6). سطوح بالاتر پاسخ نشان دهنده وابستگی بالاتر شرکت کننده است. اگر R6 داده می شد، عملکرد شرکت کننده در کار خاص به عنوان یک شکست در نظر گرفته می شد.
به طور کلی، زنان کمی بیشتر از مردان سؤالات (Q = 15) و جملات (S = 74) داشتند (Q = 14، S = 65) و به همین ترتیب، آزمایشگر به زنان (61 = R) بیشتر از مردان (R = 38) پاسخ داد. ). مردان سؤالات و عبارات منفی کمتری داشتند (Q2 + NS = 9) نسبت به زنان (Q2 + NS = 15). زنان همچنین بدون توجه به نوع نقشه، سطح بالاتری از پاسخها را دریافت کردند (R4 + R5 + R6 = 17) نسبت به مردان (R4 + R5 + R6 = 10). این نتایج نشان می دهد که به نظر می رسد مردان نسبت به زنان نسبت به وضعیت و قضاوت خود اطمینان بیشتری دارند. زن و مرد در هنگام استفاده از نقشه سه بعدی سوالات، اظهارات و پاسخ های کمتری نسبت به هنگام استفاده از نقشه دو بعدی داشتند.
لازم به ذکر است که نشانه ها، نام خیابان ها و سایر نشانه های خارجی توسط شرکت کنندگان در هر دو گروه سه بعدی و دو بعدی ذکر شده است، به این معنی که شرکت کنندگان از استراتژی های مختلفی برای خود محلی سازی و جهت گیری استفاده کردند. این همچنین با درصد تعداد نسبتاً کم تثبیت (مقدار متوسط 6٪ و 17٪ در گروه 2 بعدی و 3 بعدی به ترتیب) و مدت تثبیت (مقدار متوسط 3٪ و 8٪ در گروه دو بعدی و سه بعدی به ترتیب) نشان داده می شود. در مکان های دیدنی در محیط (نمای خیابان).
5. بحث عمومی
5.1. تفاوت های جنسیتی و پیامدهای آن در طراحی نقشه
باید مراقب بود که نتایج را تفسیر کرد زیرا حجم نمونه کوچک ( 20= n ) ممکن است باعث نوسانات آماری شود. با این حال، این حجم نمونه به طور کلی با آنچه در بسیاری از مطالعات ردیابی چشمی دیگر برای بررسی نقشه خوانی [ 45 ، 51 ، 52 ، 66 ] و همچنین مسیریابی و ناوبری عابر پیاده استفاده شده است، مطابقت دارد [ 29 ، 69 ، 70 ، 71 ]. به عنوان مثال، کیفر، جیانوپولوس و راوبال [ 54 ] در آزمایش خود 14 شرکت کننده داشتند که نمادها و نشانه های نقشه را در محیط واقعی مطابقت دادند. در مطالعه انجام شده توسط Franke و Schweikart [ 70]، 21 شرکت کننده به سه گروه تقسیم شدند. هر گروه با متن، نماد، یا نشانه های تصویری ارائه شد. بنابراین، این تعداد حجم نمونه در تحقیقات مرتبط معمولی است.
جای تعجب نیست که ما تفاوت های جنسیتی قابل توجهی را در دقت و زمان پاسخ، در گروه سه بعدی یا گروه دو بعدی مشاهده نکردیم. همچنین تفاوتهای جنسیتی کلی در توجه بصری (مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت) در نشانهها در طول جهتگیری فضایی پیدا نکردیم. این با Montello، Lovelace، Golledge و Self مطابقت دارد [ 22 ] که دریافتند مردان در هنگام استفاده از دانش فضایی اخیراً از سفر واقعی در محیط به جای استفاده از دانش به دست آمده از نقشه ها، از زنان بهتر عمل می کنند.
با این حال، ما دو یافته غیرمنتظره و جالب را مشاهده کردیم که شایسته بحث بیشتر است. اولین یافته جالب این بود که ما عملکرد بهتری (دقت بیشتر و زمان پاسخ کمتر) را هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به هنگام استفاده از نقشه دو بعدی برای مردان مشاهده کردیم (شکل 4 b,c ) . ما همچنین مشاهده کردیم که نقشه 3 بعدی مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت را در نقاط عطف برای مردان افزایش داد، اما نه برای زنان ( شکل 6 ). ما در ابتدا پیشبینی میکردیم که توجه مرد و زن میتواند به سمت نشانههای برجسته سه بعدی سوق داده شود. همانطور که توسط لیائو، دونگ، پنگ و لیو [ 29 ] پیدا شد، توجه شرکتکنندگان به نشانههای سه بعدی در نقاط تصمیم معطوف شد. دیویس و پیبلز [ 31] نشان داد که تأثیر برجستگی بصری سه بعدی به قدری قوی بود که منجر به نادیده گرفتن استراتژی بهینه برای استفاده از چیدمان دو بعدی شد. اما در این مطالعه نمی توان این روند را برای زنان تایید کرد. قابل قبول است که شرکت کنندگان مرد بهبودهای حاصل از نشانه های سه بعدی برجسته را نسبت به نقشه 2 بعدی مربوطه شناسایی کرده و این اطلاعات را در حافظه کوتاه مدت خود رمزگذاری کردند و در طول وظایف جهت یابی فضایی، آنها توانستند به این نقاط عطف در محیط توجه کنند. (نمای خیابان) تا آنها را در بازنمایی ذهنی خود با موارد مربوطه مرتبط کند. این میتواند دلیلی باشد که شرکتکنندگان مرد هنگام استفاده از نقشه سهبعدی با دقت و کارآمدی بیشتری تصمیمگیری میکنند تا زمانی که از نقشه دو بعدی استفاده میکنند.
دومین یافته جالب این بود که ما تفاوتهای جنسیتی معکوس را برای توجه بصری در نقاط عطف بین گروههای سه بعدی و دو بعدی پیدا کردیم. از یک طرف، در گروه سه بعدی، مردان نسبت به ماده ها مدت زمان بیشتری بر روی مکان های دیدنی تثبیت می کردند. با این حال، اگرچه مردان در توجه و تلاش برای استفاده از این نشانههای جدید از نقشه سه بعدی موفق بودند، اما در انجام وظایف آزمایشی لزوماً بهتر از زنان عمل نکردند. از سوی دیگر، در گروه دوبعدی، زنان بیشتر و بیشتر از مردان بر روی مکانهای دیدنی ثابت میشوند. مطالعات قبلی نشان میدهد که زنان هنگام دادن و دنبال کردن دستورالعملها بر نقاط عطف تأکید میکنند در حالی که مردان از هر دو نشانه و اطلاعات اقلیدسی برای راهیابی استفاده میکنند [ 14 ، 72]]. در این مطالعه، زمانی که نقشه دو بعدی ارائه شد، زنان توجه بصری بیشتری را نسبت به مردان بر روی مکانهای دیدنی متمرکز کردند و از آنها به عنوان نشانههای محیطی استفاده کردند. با این حال، این منجر به اثربخشی یا کارایی بیشتر در انجام وظایف نشد. ممکن است نتایج متضاد بین گروههای سهبعدی و دوبعدی هنگام استفاده از نشانههای شاخص منجر به عدم وجود تفاوت معنیدار در عملکرد کلی بین مردان و زنان شود. ما همچنین نشان دادیم که همانطور که مطالعات قبلی نشان داده است، زنان در طول مسیریابی بر نقاط عطف تأکید میکنند، چه از نقشه دو بعدی یا سه بعدی دانش کسب کنند.
چرا چنین تفاوت های جنسیتی رخ داد؟ نظریه های متعددی برای توضیح تفاوت های جنسیتی در توانایی فضایی آنها ارائه شده است [ 72 ]. یک دیدگاه تکاملی معتقد است که مردان در دوران ماقبل تاریخ باید در محیطهای بزرگ ناآشنا شکار میکردند، در حالی که زنان باید مکانها را به خاطر میآوردند و غذا را در اطراف محل زندگی خود جمع میکردند [ 73]]. بنابراین، مردان مهارتهای فضایی بهتری مانند چرخش ذهنی و جهتگیری فضایی را توسعه دادند در حالی که زنان تواناییهای بهتری در حافظه مکان اشیاء داشتند. نقشه برجسته سه بعدی، که به طور قابل توجهی با نقشههای دو بعدی رایج متفاوت بود، اما نشانههای مفیدی را برای کارهای بعدی ارائه میکرد، ظاهراً برای همه شرکتکنندگان نه تنها با توجه به سبک نمایش نقشه، بلکه در تعامل آن نیز جدید بود. بر این اساس، دیده شد که مردان نسبت به این ابزار جدید حساسیت بیشتری نشان می دهند و سعی می کنند دانش تازه به دست آمده را به کار گیرند. بنابراین، زمانی که سعی میکردند آنها را به اشیاء در بازنمایی ذهنیشان پیوند دهند، مدتزمان تثبیت طولانیتری روی نشانهها داشتند. ما معتقدیم که این نتیجه مشابه و مطابق با مونتلو، لاولیس، گولج و خود است [ 22]، که ظرفیت مرد را با توجه به اکتشاف فعال و کاربرد در محیط های جدید نشان داد.
عوامل اجتماعی نیز تا حدی عامل تفاوت های جنسیتی است. برای مثال، مردان بیشتر از زنان به بازی های ویدیویی سه بعدی می پردازند [ 74 ]. صحنههای این گونه بازیهای ویدیویی سهبعدی شبیه به صحنههایی است که در محیطهای مجازی غیرقابل نفوذ در این کار استفاده میشود. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد نتایج کسب دانش فضایی از ناوبری در یک محیط مجازی مبتنی بر دسکتاپ با نتایج به دست آمده در یک محیط واقعی قابل مقایسه است [ 75 ، 76 ]. قرار گرفتن مکرر در معرض محیطهایی که در بازیهای ویدیویی سهبعدی با آن مواجه میشوند، احتمالاً باعث میشود مردان با بازنماییهای سهبعدی آشنا شوند و در تعامل با رابطهای سه بعدی مهارت بیشتری داشته باشند [ 23]]. با این حال، از آنجایی که ما اطلاعاتی در مورد تجربیات بازیهای ویدیویی شرکتکنندگان جمعآوری نکردیم، نمیتوانیم تأیید کنیم که آیا این توضیح واقعاً به تفاوتهای جنسیتی که مشاهده شد کمک میکند یا خیر.
استراتژی راه یابی نیز ممکن است در برخی از تفاوت های جنسیتی مشاهده شده نقش داشته باشد. در آزمایش ما، طرحبندیهای دوبعدی نمادین و مدلهای سهبعدی فوتورئالیستی برجسته برای ارائه چندین نوع دانش فضایی به طور همزمان ترکیب شدند. این بدان معنی است که هر دو اطلاعات دو بعدی و سه بعدی در تصمیم گیری انجام شده توسط شرکت کنندگان نقش داشتند. نقشه سه بعدی مورد استفاده در این مطالعه مانع استفاده از سایر استراتژی های جهت گیری، مانند نشانه های دوبعدی، از نقشه نشد. همانطور که قبلا ذکر شد، شرکت کنندگان به نام خیابان ها برای خود محلی سازی و جهت گیری اشاره کردند ( شکل 7 ). پیشنهاد میشود در حالی که مادهها عمدتاً از نشانهها به عنوان نشانههای بصری خود برای راهیابی استفاده میکنند، مردان هم از نشانهها و هم اطلاعات هندسی (جهت و فاصله) استفاده میکنند [ 72]]. این استراتژی منعطف است که ممکن است به عملکرد بهتر شرکت کنندگان مرد از نظر توانایی استفاده از نقشه سه بعدی برای مکان یابی و جهت دهی خود نسبت به تکیه بر نقشه دو بعدی کمک کند. به عبارت دیگر، این امکان وجود دارد که در هنگام استفاده از نقشه دوبعدی، مردان عمدتاً از اطلاعات خیابان استفاده کنند، در حالی که اطلاعات مربوط به نشانه های سه بعدی را از نقشه سه بعدی جذب می کنند. در مقابل، زنان همچنان بر جذب اطلاعات برجسته بدون توجه به نوع نقشه ای که استفاده می کنند، ادامه می دهند. با این حال، ما نمیتوانیم به تنهایی از آزمایش فعلی توضیحات قطعی ارائه کنیم. دلایل اصلی تفاوت های جنسیتی مشاهده شده نیاز به بررسی بیشتر دارد.
به طور خلاصه، اگرچه هیچ تفاوت جنسی کلی قابل توجهی مشاهده نشد، اما ما تفاوت های ظریفی را در نحوه استفاده از نقشه های دو بعدی و سه بعدی در وظایف جهت گیری فضایی شناسایی کردیم. این نتایج جالب اهمیت در نظر گرفتن تأثیر عوامل انسانی در هر گونه ارزیابی طراحی نقشه و قابلیت استفاده را نشان داد. علاوه بر این، برخی مفاهیم را می توان از نتایج به دست آورد تا به طراحی و استفاده از نمایش های سه بعدی برای کمک به ناوبری عابر پیاده کمک کند. به عنوان مثال، ارائه دهندگان خدمات کمک ناوبری می توانند دقت کنند که نوع نقشه خاصی را برای پاسخگویی به نیازهای کاربران زن انتخاب کنند. اینکه آیا مزایای استفاده از نقشههای سهبعدی بیشتر از مزایای نقشههای دو بعدی سنتی است، نیاز به تجزیه و تحلیل و در نظر گرفتن دارد. یک راه حل ممکن ارائه نقشه های دو بعدی سنتی برای کاربران زن بود زیرا شواهد کافی برای نشان دادن اینکه کاربران زن می توانند با استفاده از نقشه های سه بعدی بهتر عمل کنند وجود نداشت. در مقابل، می توان به کاربران مرد توصیه کرد که از نقشه های سه بعدی استفاده کنند. با توجه به اینکه مردان و زنان در استراتژیهای راهیابی و رفتار توجه بصری متفاوت هستند، طراحان باید از نزدیک در مورد بهترین نحوه ارائه نشانههای سه بعدی در طول طراحی نقشه اهمیت دهند. استراتژی تطبیقی و روش های طراحی نقشه شخصی را می توان برای ارائه تجربه کاربری بهتر اتخاذ کرد. سیستم ناوبری سه بعدی باید با گروه های مختلف کاربران و وظایف سازگار باشد. به عنوان مثال، هنگامی که کاربر در حال برنامه ریزی یک مسیر است، همانطور که در روش ما نشان داده شده است، فقط نشانه های سه بعدی برجسته در طول مسیر باید در نقشه گنجانده شوند. هنگامی که کاربر نمای کلی مسیر را بررسی می کند،29 ]. برای کاربران مرد، هنگامی که به نقاط عطف میروند، سیستم ناوبری میتواند به آرامی به نمای سهبعدی تغییر کند تا نقاط برجسته سه بعدی را نشان دهد تا به تعیین جهت بعدی کمک کند.
شایان ذکر است که همانطور که نتایج شفاهی نشان می دهد، به نظر می رسد که مردان نسبت به زنان نسبت به زنان اعتماد به نفس بیشتری برای تصمیم گیری دارند. این مشاهدات میتواند به تلاشهای مداوم برای ترکیب پاسخهای احساسی متمایز مشاهدهشده در جمعیتهای متنوع در طرحهای نقشهبرداری و خدمات GI بیفزاید. به عنوان مثال، هوانگ و همکاران. [ 77 ] پاسخهای عاطفی افراد به محیطها را از طریق جمعسپاری جمعآوری کرد و روشی را برای افزایش خدمات برنامهریزی مسیر توسعه داد. یک ارزیابی نشان داد که کاربران با روش جدید احساس راحتی و رضایت بیشتری نسبت به کوتاهترین مسیر سنتی داشتند. به طور مشابه، Quercia و همکاران. [ 78] الگوریتمی را برای توصیه «مسیرهای زیبا، آرام و شاد» به کاربران پیشنهاد کرد. اعتماد به نفس، همانطور که در این مقاله گزارش شده است، بدون شک یکی از اجزای مهم اکثر پاسخ های عاطفی در بخشی از انسان است. نحوه طراحی نمایش هایی که نه تنها می تواند به افراد در تصمیم گیری موثر و کارآمد کمک کند، بلکه در حین انجام این کار به آنها احساس اعتماد به نفس و خوشایند بدهد، جنبه جالبی برای مطالعه بیشتر است.
توجه به این نکته مهم است که جدای از نوع بازنمایی و جنسیت، بسیاری از عوامل دیگر مانند سن، پیشینه فرهنگی، توانایی فضایی و دانش حوزه می توانند بر رفتار فضایی تأثیر بگذارند [4 ، 14 ، 22 ، 79 ، 80 ] . در این مطالعه، توانایی فضایی شرکتکنندگان، توانایی نقشهخوانی و تجربیات استفاده از نقشهها برای مسیریابی توسط شرکتکنندگان در مرحله پرسشنامه گزارش شد (همانطور که در بخش 3.7 توضیح داده شد ). نتایج این سه سوال در شکل 8 نشان داده شده است. نتایج نشان داد که آنها از دانش و مهارت های اولیه برای تفسیر نقشه ها برخوردار بودند. تنها یک شرکتکننده تجربه استفاده از نقشههای الکترونیکی را برای یافتن مسیر خود به مقصد در محیطهای ناآشنا نداشت. همچنین می توان مشاهده کرد که شرکت کنندگان مرد در مسیریابی با استفاده از نقشه های موبایل تجربه بیشتری داشتند ( شکل 8 ). این ممکن است تا حدی تفاوت جنسی ظریف را در آزمایش توضیح دهد. همبستگی معنادار بین نمرات خود گزارش شده و دقت (همانطور که در بخش 4.2 شرح داده شد ) بیشتر نشان داد که این عوامل از بالا به پایین بر عملکرد آنها تأثیر می گذارد. این آزمایش را میتوان با استفاده از تستهای پیچیدهتر مانند مقیاس حس جهت سانتا باربا [ 81 ] و تست توانایی خواندن نقشه ناوبری [81] بهبود بخشید.82 ] برای کنترل توانایی فضایی و توانایی نقشه خوانی. برای کشف پتانسیل کامل نمایش های سه بعدی، عوامل انسانی و زمینه های استفاده را نمی توان نادیده گرفت و توجه بیشتری برای پرداختن به چنین جنبه هایی مورد نیاز است.
5.2. محدودیت ها
در این آزمایش، به شرکت کنندگان اجازه داده شد تا افکار خود را بیان کنند و سوال بپرسند. آزمایشگر همچنین مجاز بود به آنها پاسخ دهد. این متفاوت از روش متداول فکر کردن با صدای بلند است که مستلزم آن است که شرکت کنندگان نباید توسط آزمایشگر مزاحم شوند [ 83 ، 84 ]. در حالی که رویکرد اجازه دادن به صحبت آزاد میتواند شکها، قضاوتها و ناامیدیهایی را آشکار کند که نمیتوان مستقیماً از دادههای حرکت چشم به دست آورد [ 85 ، 86 ]، این انتقاد را متحمل شد که بیان کلامی افکار میتواند توجه شرکتکنندگان را منحرف کند [ 49 ]]. علاوه بر این، اگرچه آزمایشگر در طول این آزمایش سطوح پاسخ خود را تا حد امکان پایین نگه داشت، اما این ارتباطات همچنین میتواند در فرآیندهای فکری شرکتکننده تداخل داشته باشد و بر قابلیت مقایسه بین شرکتکنندگان و کلیت نتایج تأثیر بگذارد. علاوه بر این، این منجر به این سوال می شود که آیا نتایج عملکرد شرکت کنندگان بدون کمک آزمایشگر یکسان خواهد بود؟ با توجه به وابستگی آنها به پاسخ های آزمایشگر، ما پیش بینی می کنیم که اگر شرکت کنندگان وظایف را برجسته انجام دهند، به زمان پاسخ طولانی تری نیاز دارند و/یا خطاهای بیشتری (با توجه به زمان مشابه) انجام می دهند. تحت این شرایط، آنها ممکن است اعتماد به نفس کمتری داشته باشند و نسبت به تصمیمات خود ناامیدتر باشند.
اگرچه این آزمایش یک طرح دو عاملی بود (2 بعدی/3 بعدی و مذکر/مونث)، نمی توان گفت که نقشه سه بعدی طراحی شده با نقشه دو بعدی قابل مقایسه است، زیرا این دو نمایش از نظر اطلاعاتی یا محاسباتی معادل نبودند [49 ] . به عنوان مثال، نقشه سه بعدی به کاربران امکان تغییر زاویه دید را می داد. بنابراین، مقایسه مستقیم بین دو بعدی و سه بعدی را کنار گذاشتیم. در مطالعات آتی، طراحی نقشه هایی که قابل مقایسه باشند به منظور آزمایش اثر ابعاد مطلوب خواهد بود.
ما آزمایش ردیابی چشم خود را به جای دنیای واقعی در آزمایشگاه انجام دادیم زیرا استفاده از نمای خیابان در یک محیط مبتنی بر آزمایشگاه میتواند کنترل خوبی برای آزمایش فراهم کند [ 29 ]. با این حال، تفاوت های اساسی بین یک محیط شبیه سازی شده و یک محیط واقعی می تواند ماهیت نتایج را تحت تاثیر قرار دهد [ 87 ]. به عنوان مثال، شواهد نشان داده است که افراد در محیطهای مجازی سهبعدی حرکت میکنند، بیشتر احتمال دارد خود را منحرف کنند [ 75 ، 76]]. آزمایش های بیشتر در محل یا در یک محیط مجازی فراگیر می تواند نتایج را به خوبی تنظیم کند. علاوه بر این، نتایج ما در بیشتر موارد محدود به حجم نمونه کوچک شرکت کنندگان، مواد و وظایف مورد استفاده در آزمایش است. طیف گستردهتری از شرکتکنندگان، مواد و وظایف کاربر در تحقیقات آینده برای بررسی استحکام اثرات جنسیتی که در این مطالعه مشاهده کردیم مورد نیاز است.
6. خلاصه و کار آینده
اتکای ما به پشتیبانی ناوبری در زندگی روزمره، فوریت را برای کشف پتانسیل طرحهای جدید نقشهکشی که میتواند توانایی فضایی ما را افزایش داده و عملکرد تصمیمگیری فضایی را بهبود بخشد، تحریک میکند. این مطالعه رویکردی را بررسی کرد که نشانههای برجسته سهبعدی و طرحبندیهای دوبعدی را در یک نقشه سهبعدی ترکیب میکند تا هر دو نقاط قوت آنها را تسهیل کند. انتظار می رفت زمانی که نشانه های سه بعدی روی نقشه ها تاکید می شد، شرکت کنندگان در طول مسیریابی توجه بصری بیشتری به نشانه های مربوطه در محیط داشته باشند تا این نشانه ها را با موارد ذخیره شده در حافظه مطابقت دهند. علاوه بر این، همچنین انتظار می رفت که سه بعدی طراحی شده بتواند عملکرد را برای مردان و زنان بهبود بخشد. ما یک آزمایش ردیابی چشم مبتنی بر آزمایشگاه را برای تأیید این فرضیه ها اجرا کردیم. شرکتکنندگان باید مسیری را از یک نقشه دو بعدی سنتی یا نقشه سه بعدی طراحی میآموزند و سپس وظایف نشاندهنده جهت را انجام میدادند. ما هیچ تفاوت جنسیتی قابل توجهی در عملکرد کلی مشاهده نکردیم، اما عملکرد بهتری (دقت بیشتر و زمان پاسخ کمتر) در هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به هنگام استفاده از نقشه دو بعدی برای مردان و نه برای زنان مشاهده کردیم. یافته دیگر این بود که ما تفاوت های جنسیتی متضاد را در توجه بصری در نقاط عطف بین گروه سه بعدی و دو بعدی مشاهده کردیم. به عبارت دیگر، در حالی که مردان هنگام استفاده از نقشه سه بعدی نسبت به زنان، مدت زمان بیشتری بر روی نشانه ها تثبیت می کردند، زنان در هنگام استفاده از نقشه دو بعدی نسبت به مردان توجه بصری بیشتری به مکان های دیدنی داشتند. این نتایج برای نقاط ضعف طرح آزمایشی که در بالا مورد بحث قرار گرفت، قطعی نبود. با این حال، مطالعه اکتشافی گزارششده در اینجا با ارائه شواهد تجربی جدید از نقشههای سهبعدی برای یافتن راه، به بحث مداوم تأثیرات بازنماییهای سهبعدی کمک میکند. نتایج همچنین می تواند برای طراحی نمایش های سه بعدی برای کمک به ناوبری مفید باشد.
چندین محدودیت در طراحی آزمایش نشاندهنده جهتگیری بالقوه تحقیقات در آینده است. برای مثال، متغیر بعد را می توان در آزمایش در نظر گرفت تا مستقیماً دو بعدی و سه بعدی مقایسه شود. علاوه بر عملکرد کاربر (زمان پاسخ و دقت) و پارامترهای کلی حرکت چشم (به عنوان مثال، مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت)، رفتار بصری شرکت کنندگان در گروه های مختلف کاربر را می توان با تجسم و تجزیه و تحلیل داده های حرکت چشم عمیقا بررسی کرد (به عنوان مثال، [88 ] ، 89 ]).
منابع
- کری، سی. التینگ، سی. لااکسو، ک. Coors, V. ارائه دستورالعمل های مسیر در دستگاه های تلفن همراه. در مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی رابط های کاربری هوشمند، میامی، FL، ایالات متحده آمریکا، 12-15 ژانویه 2003. Leake, D., Johnson, L., Andre, E., Eds. ACM: نیویورک، نیویورک، ایالات متحده آمریکا؛ میامی، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا، 2003; صص 117-124. [ Google Scholar ]
- Plesa، MA; Cartwright، W. ارزیابی اثربخشی نقشههای سه بعدی غیرواقعی برای ناوبری با دستگاههای تلفن همراه. در خدمات تلفن همراه مبتنی بر نقشه ؛ Meng, L., Zipf, A., Winter, S., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2008; صص 80-104. [ Google Scholar ]
- بیلجکی، اف. استوتر، جی. لدوکس، اچ. زلاتانوا، اس. Cöltekin، A. کاربردهای مدل های شهر سه بعدی: بررسی وضعیت هنر. ISPRS Int. J. Geo Inf. 2015 ، 4 ، 2842-2889. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کلتکین، ا. لوکا، I.-E. Zahner, M. در مورد قابلیت استفاده و سودمندی تجسم های سه بعدی (ژئو) – تمرکز بر محیط های واقعیت مجازی. در مجموعه مقالات ISPRS – آرشیو بین المللی فتوگرامتری، سنجش از دور و علوم اطلاعات فضایی، پراگ، جمهوری چک، 12 تا 19 ژوئیه 2016.
- اسلوکام، TA; بلوک، سی. جیانگ، بی. کوسولاکو، ا. مونتلو، DR; فورمن، اس. هدلی، NR مسائل شناختی و قابلیت استفاده در ژئو تجسم. کارتوگر. Geogr. Inf. علمی 2001 ، 28 ، 61-75. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کنست، سی. بوکروتنر، اصول MF و اصطلاحات ژئوتصویرسازی واقعی سه بعدی. کارتوگر. J. 2014 ، 51 ، 191-202. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- هابرلینگ، سی. بیر، اچ. هورنی، ال. اصول طراحی نقشهکشی پیشنهادی برای نقشههای سهبعدی: کمکی به یک نظریه نقشهکشی توسعهیافته. کارتوگر. بین المللی جی. جئوگر. Inf. جئوویس. 2008 ، 43 ، 175-188. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- پوپلکا، اس. Doležalová، J. تجسم سه بعدی غیر فتورئالیستی در نقشه های شهر: مطالعه ردیابی چشم. در روندهای مدرن در کارتوگرافی ; Brus, J., Vondrakova, A., Vozenilek, V., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2015; صص 357-367. [ Google Scholar ]
- نقشه های راهیابی و شناختی گولج، RG Human. در رفتار راه یابی: نقشه برداری شناختی و سایر فرآیندهای فضایی . گولج، آر جی، اد. انتشارات دانشگاه جان هاپکینز: بالتیمور، MD، ایالات متحده آمریکا، 1999; صص 5-45. [ Google Scholar ]
- فار، AC؛ کلاینشمیت، تی. یارلاگادا، پ. منگرسن، K. Wayfinding: یک مفهوم ساده، یک فرآیند پیچیده. ترانسپ Rev. 2012 , 32 , 715-743. [ Google Scholar ] [ CrossRef ][ نسخه سبز ]
- Montello، DR Navigation. در کتاب کمبریج از تفکر دیداری فضایی ; شاه، پ.، میاکه، ا.، ویرایش. انتشارات دانشگاه کمبریج: نیویورک، نیویورک، ایالات متحده آمریکا، 2005; صص 257-294. [ Google Scholar ]
- هالپرن، دی اف. Collaer, ML تفاوتهای جنسی در تواناییهای فضایی بینایی: بیش از آنچه که به نظر میرسد. در کتاب کمبریج از تفکر دیداری فضایی ; شاه، پ.، میاکه، ا.، ویرایش. انتشارات دانشگاه کمبریج: نیویورک، نیویورک، ایالات متحده آمریکا، 2005; صص 170-212. [ Google Scholar ]
- دابز، جی ام، جونیور؛ چانگ، ای.-ال. قوی، RA; میلون، آر. توانایی فضایی، استراتژی ناوبری و دانش جغرافیایی در میان مردان و زنان. تکامل. هوم رفتار 1998 ، 19 ، 89-98. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لاوتون، کالیفرنیا تفاوتهای جنسیتی در راهبردهای راهیابی: رابطه با توانایی فضایی و اضطراب فضایی. نقش های جنسی 1994 ، 30 ، 765-779. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لوودن، م. هرلیتز، ا. شلنباخ، ام. گروسمن هاتر، بی. کروگر، آ. Lindenberger, U. تفاوتهای جنسی کمی و کیفی در ناوبری فضایی. Scand. جی روانی. 2007 ، 48 ، 353-358. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- دولین، ع. برنشتاین، جی. راهیابی تعاملی: سبک نقشه و اثربخشی. جی. محیط زیست. روانی 1997 ، 17 ، 99-110. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- Tlauka، M. برولس، ا. پومروی، دی. هابز، دبلیو. تفاوت های جنسیتی در دانش فضایی به دست آمده از طریق کاوش شبیه سازی شده در یک مرکز خرید مجازی. جی. محیط زیست. روانی 2005 ، 25 ، 111-118. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- آلن، جی ال مردان و زنان، نقشه ها و ذهن ها. در شناخت فضایی: مبانی و کاربردها: مقالات منتخب از ذهن III، کنفرانس سالانه انجمن علوم شناختی ایرلند، 1998 ; انتشارات جان بنجامین: آمستردام، هلند، 2000; پ. 3. [ Google Scholar ]
- هنری، RL; آرون، RH; نلسون، BD; پول، DA تغییرات دانش مرتبط با جنسیت در جغرافیا. نقش های جنسی 1997 ، 36 ، 605-623. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کولوچیا، ای. آیوسو، جی. Brandimonte، MA رابطه بین ترسیم نقشه و توانایی های جهت گیری فضایی: مطالعه تفاوت های جنسیتی. جی. محیط زیست. روانی 2007 ، 27 ، 135-144. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لوید، RE; دسته، RL تفاوت های فردی در توانایی های فضایی نقشه خوانی با استفاده از فرآیندهای ادراکی و حافظه. کارتوگر. Geogr. Inf. علمی 2005 ، 32 ، 33-46. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- مونتلو، DR; لاولیس، KL; گولج، آر جی. خود، CM تفاوت ها و شباهت های مربوط به جنسیت در توانایی های فضایی جغرافیایی و محیطی. ان دانشیار صبح. Geogr. 1999 ، 89 ، 515-534. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کولوچیا، ای. Louse, G. تفاوت های جنسیتی در جهت گیری فضایی: یک بررسی. جی. محیط زیست. روانی 2004 ، 24 ، 329-340. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- شپرد، ID درد و رنج در بعد سوم: ارزیابی انتقادی از تجسم جغرافیایی سه بعدی. در تجسم جغرافیایی: مفاهیم، ابزارها و کاربردها . Dodge, M., McDerby, M., Turner, M., Eds. جان وایلی و پسران: چیچستر، انگلستان، 2008; صص 199-222. [ Google Scholar ]
- زانولا، اس. فابریکانت، SI; Cöltekin، A. اثر واقع گرایی بر اعتماد به کیفیت داده های مکانی در نمایشگرهای سه بعدی استریوسکوپی. در مجموعه مقالات بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی کارتوگرافی (ICC 2009)، سانتیاگو، شیلی، 15 تا 21 نوامبر 2009.
- ویلکنینگ، جی. Fabrikant، SI چگونه زمان تصمیم گیری و واقع گرایی بر تصمیم گیری مبتنی بر نقشه تأثیر می گذارد؟ در نظریه اطلاعات مکانی ; Egenhofer, M., Giudice, N., Moratz, R., Worboys, M., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2011; صص 1-19. [ Google Scholar ]
- لااکسو، ک. گسدال، او. سولباک، JR توریست اطلاعات و ناوبری با استفاده از نقشه های سه بعدی نمایش داده شده در دستگاه های تلفن همراه. در مجموعه مقالات کارگاه راهنمای موبایل (سمپوزیوم موبایل HCI 2003)، اودینه، ایتالیا، 8 سپتامبر 2003.
- دلیکوستیدیس، آی. van Elzakker، CP شناسایی جغرافیایی و ناوبری عابر پیاده با برنامههای geo-mobile: کاربران چگونه پیش میروند؟ در خدمات مبتنی بر مکان و تله کارتوگرافی II ; Gartner, G., Rehrl, K., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2009; ص 185-206. [ Google Scholar ]
- لیائو، اچ. دونگ، دبلیو. پنگ، سی. لیو، اچ. بررسی تفاوتهای توجه بصری در جهتیابی عابر پیاده هنگام استفاده از نقشههای دو بعدی و مرورگرهای جغرافیایی سه بعدی. کارتوگر. Geogr. Inf. علمی 2016 ، 1-17. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لی، تی.-سی. وو، اس.-سی. چائو، سی.-و. لی، اس.-اچ. ارزیابی تفاوت در توجه بصری فضایی در استراتژی راهیابی هنگام استفاده از نقشه های الکترونیکی دو بعدی و سه بعدی GeoJ 2014 ، 1-15. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- دیویس، سی. Peebles، D. فضاها یا صحنه ها: جهت گیری مبتنی بر نقشه در محیط های شهری. تف کردن شناخت. محاسبه. 2010 ، 10 ، 135-156. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- بلیش، اس. دایکز، جی. گرافیک داده های کمی در محیط های مجازی مبتنی بر دسکتاپ سه بعدی – یک ارزیابی. بین المللی جی دیجیت. زمین 2015 ، 8 ، 623-639. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- گولج، آر جی. دوگرتی، وی. بل، اس. کسب دانش فضایی: بررسی در مقابل دانش مبتنی بر مسیر در محیطهای ناآشنا. ان دانشیار صبح. Geogr. 1995 ، 85 ، 134-158. [ Google Scholar ]
- کتونن، پ. ایروانکوسکی، ک. Krause، CM; سارجاکوسکی، تی. سارجاکوسکی، LT تصاویر جغرافیایی در کسب دانش فضایی برای راهیابی. جی. اسپات. Inf. علمی 2015 ، 75-106. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- سوینتی، او. رایشنباخر، تی. رپرموند، اس. Zihl، J. نقش ارتباط و شناخت در geovisualisation هدایت توجه. کارتوگر. J. 2008 , 45 , 227-238. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- فابریکانت، SI; هسپانها، اس آر؛ Hegarty، M. نمایشهای گرافیکی برجسته با الهام از شناخت و ادراکی برای استنتاج فضایی کارآمد. ان دانشیار صبح. Geogr. 2010 ، 100 ، 13-29. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- دی ساباتا، اس. Reichenbacher, T. معیارهای ارتباط جغرافیایی: یک مطالعه تجربی. بین المللی جی. جئوگر. Inf. علمی 2012 ، 26 ، 1495-1520. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- Raper, J. ارتباط جغرافیایی. J. Doc. 2007 ، 63 ، 836-852. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- راوبال، م. Winter, S. غنیسازی دستورالعملهای راهیابی با مکانهای دیدنی محلی. در Giscience 2002، lncs 2478 ; Egenhofer, MJ, Mark, DM, Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2002; ص 243-259. [ Google Scholar ]
- ناثگر، سی. زمستان، اس. Raubal, M. انتخاب ویژگی های برجسته برای مسیرهای مسیر. تف کردن شناخت. محاسبه. 2004 ، 4 ، 113-136. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- رابینسون، ق. موریسون، جی ال. Muehrcke، PC; کیمرلینگ، ای جی. Guptill, SC Elements of Cartography , 6th ed.; جان وایلی و پسران: هوبوکن، نیوجرسی، ایالات متحده آمریکا، 1995; پ. 688. [ Google Scholar ]
- برجی، ع. Itti, L. پیشرفته ترین در مدل سازی توجه بصری. IEEE Trans. الگوی مقعدی 2013 ، 35 ، 185-207. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- هندرسون، JM کنترل نگاه انسان در طول درک صحنه در دنیای واقعی. روندهای شناختی. علمی 2003 ، 7 ، 498-504. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- Swienty, O. تجسم جغرافیایی هدایتکننده توجه: رویکرد شناختی طراحی اطلاعات جغرافیایی مرتبط . der Technischen Universität München: München، آلمان، 2008. [ Google Scholar ]
- گارلاندینی، اس. فابریکانت، SI ارزیابی اثربخشی و کارایی متغیرهای بصری برای تجسم اطلاعات جغرافیایی. در نظریه اطلاعات مکانی ; Hornsby, KS, Claraunt, C., Denis, M., Ligozat, G., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2009; صص 195-211. [ Google Scholar ]
- ایتتی، ال. کوچ، سی. Niebur, E. مدلی از توجه بصری مبتنی بر برجسته بودن برای تجزیه و تحلیل صحنه سریع. IEEE Trans. الگوی مقعدی 1998 ، 20 ، 1254-1259. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- Steinke، TR مطالعات حرکت چشم در کارتوگرافی و زمینه های مرتبط. کارتوگر. بین المللی جی. جئوگر. Inf. جئوویس. 1987 ، 24 ، 40-73. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- وانگ، اس. چن، ی. یوان، ی. بله، اچ. ژنگ، اس. تجسم ساختار فکری تحقیق حرکت چشم در کارتوگرافی. ISPRS Int. J. Geo Inf. 2016 ، 5 ، 168. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کلتکین، ا. هیل، بی. گارلاندینی، اس. Fabrikant، SI ارزیابی اثربخشی طراحی های رابط نقشه تعاملی: مطالعه موردی ادغام معیارهای قابلیت استفاده با تجزیه و تحلیل حرکت چشم. کارتوگر. Geogr. Inf. علمی 2009 ، 36 ، 5-17. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- دونگ، دبلیو. لیائو، اچ. خو، اف. لیو، ز. Zhang, S. استفاده از ردیابی چشم برای ارزیابی قابلیت استفاده از نقشه های متحرک. علمی علوم زمین چین 2014 ، 57 ، 512-522. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کلتکین، ا. فابریکانت، SI; لاکایو، ام. بررسی کارایی استراتژیهای تحلیل بصری کاربران بر اساس تجزیه و تحلیل توالی ضبطهای حرکات چشم. بین المللی جی. جئوگر. Inf. علمی 2010 ، 24 ، 1559-1575. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- اومز، ک. دی مایر، پ. Fack, V. مطالعه رفتار توجه کاربران مبتدی و متخصص نقشه با استفاده از ردیابی چشم. کارتوگر. Geogr. Inf. علمی 2014 ، 41 ، 37-54. [ Google Scholar ] [ CrossRef ][ نسخه سبز ]
- جیانوپولوس، آی. کیفر، پ. Raubal, M. تأثیر تجسم تاریخچه نگاه بر توالی های تعامل نقشه و نقشه های شناختی. در مجموعه مقالات اولین کارگاه بین المللی ACM SIGSPATIAL در رابطه با نقشه، اورلاندو، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا، 5 تا 8 نوامبر 2013. ACM: نیویورک، نیویورک، ایالات متحده آمریکا؛ اورلاندو، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا، 2013; صص 1-6. [ Google Scholar ]
- کیفر، پ. جیانوپولوس، آی. Raubal, M. من کجا هستم؟ بررسی تطبیق نقشه در حین خود محلی سازی با ردیابی چشم سیار در محیط شهری ترانس. GIS 2014 ، 18 ، 660-686. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کیفر، پ. جیانوپولوس، آی. راوبال، م. Duchowski، AT Eye ردیابی برای تحقیقات فضایی: شناخت، محاسبات، چالش ها. تف کردن شناخت. محاسبه. 2017 , 17 . [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- Delikostidis، I. بهبود قابلیت استفاده از سیستم های ناوبری عابر پیاده. دکتری پایان نامه، دانشگاه Twente، Enschede، هلند، 2011. [ Google Scholar ]
- Spiers, HJ; مگوایر، EA ماهیت پویای شناخت در طول مسیریابی. جی. محیط زیست. روانی 2008 ، 28 ، 232-249. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- Caduff، D.; Timpf, S. در مورد ارزیابی برجسته بودن نقطه عطف برای ناوبری انسانی. شناخت. روند. 2008 ، 9 ، 249-267. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- آنگلوف، دی. دولونگ، سی. فیلیپ، دی. فروه، سی. لافون، اس. لیون، آر. اوگل، ا. وینسنت، ال. ویور، جی. نمای خیابان گوگل: ثبت جهان در سطح خیابان. کامپیوتر 2010 ، 43 ، 32-38. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لینچ، کی. تصویر شهر . چاپ MIT: کمبریج، MA، ایالات متحده آمریکا، 1960; جلد 11. [ Google Scholar ]
- MacEachren، AM کاربرد نظریه یادگیری محیطی برای کسب دانش فضایی از نقشه ها. ان دانشیار صبح. Geogr. 1992 ، 82 ، 245-274. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- توبی. راهنمای کاربر Tobii Studio نسخه 3.4.5. در دسترس آنلاین: http://www.tobiipro.com/siteassets/tobii-pro/user-manuals/tobii-pro-studio-user-manual.pdf (در 18 سپتامبر 2016 قابل دسترسی است).
- Olsson، P. فیلترهای زمان واقعی و آفلاین برای ردیابی چشم. پایان نامه کارشناسی ارشد، موسسه سلطنتی فناوری، استکهلم، سوئد، آوریل 2007. [ Google Scholar ]
- سالوچی، دی. گلدبرگ، JH شناسایی تثبیتها و ساکادها در پروتکلهای ردیابی چشم. در مجموعه مقالات سمپوزیوم 2000 در زمینه تحقیقات و کاربردهای ردیابی چشم، باغ های پالم بیچ، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا، 6 تا 8 نوامبر 2000. ACM: نیویورک، نیویورک، ایالات متحده آمریکا، 2000; ص 71-78. [ Google Scholar ]
- کوموگورتسف، او. گوبرت، دی وی؛ جایاراتنا، اس. Koh, DH; گودا، SM استانداردسازی تجزیه و تحلیل خودکار فیکساسیون حرکتی چشمی و رفتارهای ساکادیک. IEEE Trans. بیو مد. مهندس 2010 ، 57 ، 2635-2645. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- دونگ، دبلیو. لیائو، اچ. راث، RE; وانگ، اس. ردیابی چشم برای کشف پتانسیل نقشه های پایه تصویری پیشرفته در نقشه برداری وب. کارتوگر. J. 2014 ، 51 ، 313-329. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- اومز، ک. دی مایر، پ. فاک، وی. ون آسشه، ای. Witlox، F. تفسیر نقشه ها از دید کاربران متخصص و مبتدی. بین المللی جی. جئوگر. Inf. علمی 2012 ، 26 ، 1773-1788. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- اومز، ک. کولتکین، ا. دی مایر، پ. دوپون، ال. فابریکانت، اس. اینکول، ا. کوهن، م. اسلابینک، اچ. وانستینکیست، پی. Van der Haegen، L. ترکیب ثبت کاربر با ردیابی چشم برای برنامه های کاربردی تعاملی و پویا. رفتار Res. Methods 2015 ، 47 ، 977-993. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ][ نسخه سبز ]
- اندرسن، NE; دهمانی، ل. کونیشی، ک. Bohbot، VD Eye ردیابی، استراتژی ها و تفاوت های جنسی در ناوبری مجازی. نوروبیول. فرا گرفتن. مم 2012 ، 97 ، 81-89. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- فرانکه، سی. شویکارت، جی. نمایش ذهنی نقاط عطف بر روی نقشه ها – بررسی روش های تجسم نقشه برداری با فناوری ردیابی چشم. تف کردن شناخت. محاسبه. 2016 ، 1-19. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- ایمو، بی. راهیابی در شهرهای واقعی: آزمایش در گوشه های خیابان. در مجموعه مقالات شناخت فضایی هشتم: کنفرانس بین المللی، شناخت فضایی 2012، کلستر سیون، آلمان، 31 اوت تا 3 سپتامبر 2012; Stachniss, C., Schill, K., Uttal, D., Eds. Springer: برلین/هایدلبرگ، آلمان، 2012; صص 461-477. [ Google Scholar ]
- Lawton، CA جنسیت، توانایی های فضایی، و راهیابی. در هندبوک تحقیقات جنسیتی در روانشناسی ; Chrisler, JC, McCreary, DR, Eds. Springer: هایدلبرگ، آلمان، 2010; جلد 1، ص 317–341. [ Google Scholar ]
- سیلورمن، آی. چوی، جی. پیترز، ام. نظریه شکارچی-گردآورنده تفاوت های جنسیتی در توانایی های فضایی: داده های 40 کشور. قوس. ارتباط جنسی. رفتار 2007 ، 36 ، 261-268. [ Google Scholar ] [ CrossRef ] [ PubMed ]
- Woodard, EH; گریدینا، N. رسانه در خانه 2000: پنجمین بررسی سالانه والدین و کودکان. در دسترس به صورت آنلاین: http://www.annenbergpublicpolicycenter.org/Downloads/Media_and_Developing_Child/mediasurvey/survey7.pdf (در 12 دسامبر 2016 قابل دسترسی است).
- ریچاردسون، AE; مونتلو، DR; هگارتی، م. کسب دانش فضایی از نقشه ها و ناوبری در محیط های واقعی و مجازی. مم شناخت. 1999 ، 27 ، 741-750. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- رادل، RA; پین، اس جی. جونز، DM ناوبری ساختمان ها در محیط های مجازی “رومیزی”: تحقیقات تجربی با استفاده از تجربه ناوبری گسترده. J. Exp. روانی Appl. 1997 ، 3 ، 143. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- هوانگ، اچ. کلتنر، اس. اشمیت، ام. گارتنر، جی. لاتینگر، اس. واگنر، آ. Steinmann، R. Affectroute-در نظر گرفتن پاسخ های عاطفی مردم به محیط ها برای افزایش خدمات برنامه ریزی مسیر. بین المللی جی. جئوگر. Inf. علمی 2014 ، 28 ، 2456-2473. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- کوئرسیا، دی. شیفانلا، آر. Aiello, LM کوتاهترین مسیر برای رسیدن به شادی: توصیه مسیرهای زیبا، آرام و شاد در شهر. در مجموعه مقالات بیست و پنجمین کنفرانس ACM در مورد فرامتن و رسانه های اجتماعی، سانتیاگو، شیلی، 1-4 سپتامبر 2014. صص 116-125.
- آلن، GL توانایی های فضایی، نقشه های شناختی، و راهیابی. در رفتار راه یابی: نقشه برداری شناختی و سایر فرآیندهای فضایی . گولج، آر جی، اد. انتشارات دانشگاه جان هاپکینز: بالتیمور، MD، ایالات متحده آمریکا، 1999; صص 46-80. [ Google Scholar ]
- هگارتی، م. مونتلو، DR; ریچاردسون، AE; ایشیکاوا، تی. لاولیس، ک. تواناییهای فضایی در مقیاسهای مختلف: تفاوتهای فردی در عملکرد آزمون استعداد و یادگیری طرحبندی فضایی. هوش 2006 ، 34 ، 151-176. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- هگارتی، م. ریچاردسون، AE; مونتلو، DR; لاولیس، ک. Subbiah، I. توسعه یک اندازه گیری خود گزارشی از توانایی فضایی محیطی. Intelligence 2002 , 30 , 425-447. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- لوبن، AK نقشه خوانی ناوبری: پیش بینی عملکرد و شناسایی تأثیر نسبی توانایی های مرتبط با نقشه. ان دانشیار صبح. Geogr. 2007 ، 97 ، 64-85. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- فونتین، من؛ کویپرس، بی. Grobe, SJ شرحی از روش فکر کردن با صدای بلند و تجزیه و تحلیل پروتکل. کیفیت Health Res. 1993 ، 3 ، 430-441. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- Someren، MV; بارنارد، YF; سندبرگ، ج.ای. روش فکر کردن با صدای بلند: رویکردی عملی برای مدلسازی فرآیندهای شناختی . انتشارات دانشگاهی: کمبریج، MA، ایالات متحده آمریکا، 1994. [ Google Scholar ]
- کوک، ال. ارزیابی پروتکل فکری همزمان به عنوان روش تست قابلیت استفاده: یک رویکرد ارتباطی فنی. IEEE Trans. پروفسور Commun. 2010 ، 53 ، 202-215. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- الینگ، اس. لنتز، ال. دی یونگ، ام. ترکیب پروتکل های همزمان با صدای بلند و مشاهدات ردیابی چشم: تحلیلی از کلامی ها و سکوت ها. IEEE Trans. پروفسور Commun. 2012 ، 55 ، 206-220. [ Google Scholar ] [ CrossRef ]
- شوارتسکف، اس. فون استولپناگل، آر. بوشنر، اس جی; Konieczny، L. آنچه ردیابی چشم آزمایشگاهی در مورد راهیابی به ما می گوید: مقایسه ردیابی چشم ثابت و متحرک در یک سناریوی ساختمان بزرگ. در مجموعه مقالات دومین کارگاه بین المللی ردیابی چشم برای تحقیقات فضایی (در ارتباط با GIScience 2014)، وین، اتریش، 23 سپتامبر 2014.
- دولزالووا، جی. پوپلکا، اس. ارزیابی استراتژی کاربر بر روی نقشههای دوبعدی و سه بعدی شهر بر اساس روش جدید مقایسه مسیر اسکن و تجسم نمودار. در مجموعه مقالات ISPRS – آرشیو بین المللی فتوگرامتری، سنجش از دور و علوم اطلاعات فضایی، پراگ، جمهوری چک، 12 تا 19 ژوئیه 2016.
- اومز، ک. آندرینکو، جی. آندرینکو، ن. دی مایر، پ. Fack, V. تجزیه و تحلیل بعد فضایی داده های حرکت چشم با استفاده از رویکرد تحلیلی بصری. سیستم خبره Appl. 2012 ، 39 ، 1324-1332. [ Google Scholar ] [ CrossRef ][ نسخه سبز ]

شکل 1. نقشه سه بعدی طراحی شده از منطقه آزمایشی (نمای اریب). شش نشانه سه بعدی (LM) برای مسیر از پیش تعریف شده شامل نقطه شروع و پایان وجود دارد. خط آبی مسیر از پیش تعیین شده را نشان می دهد.

شکل 2. نتایج پیش ارزیابی: ( الف ) نقشه سه بعدی طراحی شده. ( ب ) نقشه برجسته نقشه سه بعدی. ( ج ) نقشه دو بعدی گوگل؛ و ( د ) نقشه برجستگی نقشه دو بعدی. قرمز تیره تر به معنای برجستگی بیشتر و سبز روشن نشان دهنده برجستگی کمتر است. برای نسخه انگلیسی نامهای چینی نشانهها و خیابانها در نقشه به شکل 1 مراجعه کنید . خط آبی مسیر از پیش تعیین شده را نشان می دهد.

شکل 3. محرک های آزمایش: ( الف ) نقشه سه بعدی طراحی شده است. ( ب ) نقشه گوگل دوبعدی؛ و ( ج ) تصویری از نمای خیابان در چهارراه 2 (C2). خط آبی از A تا B مسیر از پیش تعریف شده را نشان می دهد. C1، C2 و C4 نقاط تصمیم گیری هستند که نیاز به جهت گیری مجدد دارند. C3 یک اتصال T است و نیاز به تأیید مسیر دارد. برای نسخه انگلیسی نامهای چینی نشانهها و خیابانها در نقشه به شکل 1 مراجعه کنید . خط آبی مسیر از پیش تعیین شده را نشان می دهد. تصویر نمای خیابان از Baidu Map ( http://ditu.baidu.com ) تحت مجوز رایگان برای استفاده غیرتجاری بود.

شکل 4. عملکرد کلی: ( الف ) مدت زمان یادگیری نقشه. ( ب ) دقت؛ و ( ج ) زمان پاسخ.

شکل 5. تصویر تولید AOIهای دینامیکی LM2 در چهارراه 1 برای تجزیه و تحلیل تثبیت کمی. تصاویر از Baidu Map ( http://ditu.baidu.com ) تحت مجوز رایگان برای استفاده غیرتجاری بودند.

شکل 6. توجه بصری به نشانهها: ( الف ) مدت زمان تثبیت. و ( ب ) تعداد تثبیت.

شکل 7. خلاصه پروتکل شفاهی. عدد روی هر سلول نشان دهنده تعداد رخدادهای دسته کدگذاری مربوطه است که در جدول 1 نشان داده شده است .

شکل 8. نتایج خود رتبهبندی: ( الف ) توانایی یافتن راهی برای رسیدن به مقصد در محیطی ناآشنا. ب ) آشنایی با نقشه های الکترونیکی. و ( ج ) تجربیات استفاده از نقشه های موبایل برای راهیابی.

جدول 1. طرح کد گفتگو بین شرکت کنندگان و آزمایشگر.
© 2017 توسط نویسندگان. دارنده مجوز MDPI، بازل، سوئیس. این مقاله یک مقاله با دسترسی آزاد است که تحت شرایط و ضوابط مجوز Creative Commons Attribution (CC BY) ( http://creativecommons.org/licenses/by/4.0/ ) توزیع شده است.


بدون نظر