1. معرفی
تراکم یکی از مهم ترین ویژگی های شهرنشینی است (به عنوان مثال، [ 1 ]). با قدم زدن در منطقه سیتی لندن، این امر از طریق مشاهدات همزمان متنوع به طور درونی قابل درک میشود: تودههای مردم و وسایل نقلیه در حال حرکت پر جنب و جوش در آرایش پیچیده فضا. از میان خیابانهای بسته، در کنار ترکیبی از انواع ساختمانها با عملکردهای مختلف، از فضاهای باز در یک منطقه نسبتاً کوچک عبور میکنند. بدون شک، این مناظر شهری معمولی دلالت بر تراکم، تجسم زندگی شهری دارد.
اصطلاح چگالی محبوب است زیرا به طور کلی قابل درک است و به نظر می رسد که خود توضیحی باشد. بوردت و همکاران [ 2 ] دریافتند که اکثریت مردم به طور طبیعی مفهوم تراکم شهری را درک می کنند. فراتر از ادراک طبیعی، منطق علمی، اشتقاق ریاضی ساده، مقایسه ظاهری و امکان تأیید آن، آن را در زمره مهمترین اقدامات توصیفی، تبیینی و هنجاری در تحقیقات شهری قرار می دهد [3 ] . با این حال، اندازه گیری چگالی گمراه کننده است. عدم وضوح در مورد چگونگی اندازه گیری و نحوه استفاده از چگالی در بحث علمی وجود دارد [ 4 ، 5]]. در نتیجه، کاربرد آن اغلب فاقد وضوح و سازگاری است که از ماهیت چند بعدی آن ناشی میشود، یعنی از ابعاد مختلف موضوعی (جمعیت، مشاغل، ساختمانها و غیره) و فضایی (مرزهای اداری، مناطق کدپستی، مناطق، بلوکها و غیره) نیز ناشی میشود. از کاربرد توابع مختلف تجمع (تراکم ناخالص در مقابل خالص و غیره).
ما توهم بودن اندازه گیری تراکم را با استفاده از یک متغیر موضوعی کلاسیک در جغرافیا-جمعیت مثال می زنیم: بر اساس داده های سرشماری سال 2011 [ 6 ]، کلان شهر پاریس دارای تراکم جمعیت 21258 نفر در هر کیلومتر مربع است . تراکم جمعیت لندن، در مقابل، تنها 5432 نفر در هر کیلومتر مربع است . در حالی که چنین واقعیت های متضادی اغلب برای مقایسه شهرها مورد استفاده قرار می گیرند، در این مورد استفاده از آنها نادیده گرفته می شود که این داده ها عملاً قابل مقایسه نیستند: مثال پاریس به منطقه ای به وسعت 105.4 کیلومتر مربع اشاره دارد، در حالی که مورد لندن به منطقه مرجع به طور قابل توجهی بزرگتر اشاره دارد . از 1572 کیلومتر مربع ، مسئله ای که معمولاً به عنوان مسئله واحد منطقه ای قابل اصلاح (MAUP) شناخته می شود [ 7 ]]. در نتیجه، خودسری دو واحد مرجع بر نتایج تأثیر می گذارد و باعث تفسیرهای گمراه کننده با کاربردهای نامناسب اندازه گیری تراکم می شود. در این مورد، مسائل ترسیمی ذاتی که از بکارگیری مرزهای شهری اداری مصنوعی ناشی می شود، اندازه گیری تراکم را به یک رسانه بلاغی ساده محدود می کند که مستعد تصور غلط است. چنین مسائل مفهومی به طور ضمنی پیچیدگی همراه با استفاده از آن را معرفی می کند و توضیح می دهد که چرا استاندارد بین المللی پذیرفته شده برای اندازه گیری تراکم هنوز وجود ندارد [ 5 ، 8 ].
ما معتقدیم که درک بهتر جنبه های مختلف مفهومی و تجربی اندازه گیری چگالی برای بحث علمی اهمیت حیاتی دارد. به ویژه هنگامی که این معیار – فراتر از جمعیت شناسی – به نوعی سیستم خودارجاعی تبدیل شده است که اغلب در بسیاری از رشته ها، از جمله جغرافیا (به عنوان مثال، [9، 10])، برنامه ریزی (به عنوان مثال، [11 ، 12 ] ) استفاده می شود . ، اقتصاد (به عنوان مثال، [ 13 ، 14 ])، علوم اجتماعی (به عنوان مثال، [ 15 ، 16 ])، یا سیاست (به عنوان مثال، [ 2]])، بین دیگران. همه این جنبههای موضوعی، تأثیر متقابل پیچیده جریانهای اطلاعات، جریانهای منابع، و مقررات سیاسی را تغذیه میکنند که همگی در کنار هم زیربنای سازمان فضایی و ساختار شهرها تا کنون را تشکیل میدهند [17 ] . تراکم یکی از متداولترین معیارهای مورد استفاده برای کمی کردن این جنبههای موضوعی در فضا است. تمرکز چنین کارهایی بر شیب تراکم یا الگوهای مربوط به هستههای شهری [ 18 ] و تجزیه و تحلیل الگوهای زیرسیستمهای خاص مانند جمعیت، مشاغل، بهرهوری اقتصادی، امکانات رفاهی یا ترافیک، در میان دیگران متمرکز است (مروری بر شاخصهای تراکم رایج و معنای آنها ارائه شده توسط [ 19])؛ در هر یک از این مطالعات به طور ذاتی به محیط شهری ساخته شده پرداخته شده است. شاخصهایی که برای توصیف صریح ساختارهای فیزیکی شهری به کار میروند، بهعنوان مثال، تراکم شبکه خیابانی (به عنوان مثال، [ 20 ])، تراکم سطوح غیرقابل نفوذ (به عنوان مثال، [ 21 ])، تراکم ساختمان (به عنوان مثال، [ 22 ]) یا پارامترهای مرتبط مانند چگالی فضای کف – به عنوان معیاری برای تراکم سه بعدی ساختمان (به عنوان مثال، [ 23 ]). رویکردهای تحلیلی در مورد تراکم فیزیکی استفاده از شهرها، به عنوان مثال، تجزیه و تحلیل گرادیان (به عنوان مثال، [ 24 ، 25 ، 26 ])، رویکردهای اکتشافی (به عنوان مثال، [ 27 ، 28 ، 29 ، 30 ]]) یا معیارهای فضایی (به عنوان مثال، [ 31 ، 32 ، 33 ]). در این مطالعات، معیار تراکم به عنوان یک متغیر توصیفی، تجربی برای ساختار فیزیکی شهری و همچنین یک متغیر توضیحی برای موضوعاتی مانند مصرف انرژی، زمان رفت و آمد، الگوهای کاری و غیره استفاده میشود. مورفولوژی شهری یا شکل شهری وجود ندارد [ 34 ]. بنابراین، مطالعات تجربی در مورد تراکم فیزیکی یک شهر مملو از چالشهایی است که مفهومی هستند، زیرا وضوح عملکردهای تجمع، ابعاد فضایی یا موضوعی عمدتاً وجود ندارد ([ 4 ، 35 ، 36] ).]). فراتر از آن، مطالعات تجربی در مورد چگالی فیزیکی مملو از محدودیتهایی در دسترسی به دادهها هستند. در نتیجه، مطالعات تراکم بیشتر برای شهرهای منفرد یا مطالعات موردی معدودی با ابهام مفهومی انجام میشود که مانع از تقاضا برای تحلیلهای بینالمللی تراکم مقایسهای میشود.
در این مطالعه، هدف ما افزودن به ادبیات با ساختارشکنی (مفهومی و تجربی) هذیانانگیز بودن اندازهگیری چگالی است. با در نظر گرفتن جنبههای متعدد مفهوم چگالی (از توابع تجمع تا ابعاد فضایی و موضوعی) چارچوبی تنظیم میشود که متغیرهایی را که باید در هنگام اعمال معیارهای چگالی در نظر گرفته شوند، سیستمبندی میکند. بر اساس این چارچوب، ما به طور سیستماتیک تأثیر مفاهیم موضوعی، فضایی یا محاسباتی خاص بر نتایج را تجزیه و تحلیل میکنیم. با آن، آشکار میکنیم که نادیده گرفتن این جنبهها ناگزیر به استفادهها و تفسیرهای گمراهکننده، نامناسب یا صرفاً نادرست از اندازهگیری تراکم منجر میشود.
انبوهی از ابعاد چگالی موضوعی – همانطور که در بالا نشان داده شد – پایان ناپذیر است. برای کاهش پیچیدگی، ما بر یک دیدگاه فیزیکی صرف تمرکز می کنیم، به عنوان مثال، متغیرهایی که آرایش فیزیکی محیط ساخته شده را توصیف می کنند. اینها معیارهای کمی تعیین شده تراکم ساختمان ، درجه آب بندی خاک ، تراکم فضای کف و به طور خاص تر، تراکم طبقات ساختاری عمومی مانند فضاهای باز و بالاترین تراکم ساخته شده است.مناطق. از این رو، ما استدلال میکنیم که این خانواده از متغیرها و تحلیلهای مربوطه (با استفاده از ابعاد مختلف فضایی و تکنیکهای محاسباتی) میتوانند بهعنوان طرحی برای ساختارشکنی توهمانگیز بودن اندازهگیری دیده شوند و از این طریق، شکنندگی مفهوم را برجسته کنیم. به نوبه خود، این خانواده از متغیرها چارچوبی را ایجاد می کند که مطالعات آینده را با استفاده از اندازه گیری تراکم به سمت کاربردها و نتیجه گیری های معنادار هدایت می کند.
ساختار باقی مانده کار به شرح زیر است: بخش 2 به طور خلاصه دو شهر مورد مطالعه در این کار را ارائه می کند. علاوه بر این، منابع داده های مکانی نیز معرفی شده اند. در بخش 3 ، چارچوب مفهومی با معرفی ابعاد موضوعی و فضایی اندازه گیری چگالی همراه با حساب مربوطه ارائه شده است. علاوه بر این، تکنیکهای ارزیابی معنیدار برای ساختارشکنی چگالی فیزیکی نشان داده شدهاند. ارزیابی های کمی و کیفی اندازه گیری تراکم برای شهرهای مورد مطالعه در بخش 4 و سپس بحث آنها در بخش 5 ارائه شده است . بخش 6 با دیدگاه نهایی به پایان می رسد.
2. سایت ها و داده های مطالعه
2.1. سایت های مطالعه
دو شهر اروپایی پاریس فرانسه و لندن انگلستان به عنوان محل تحصیل انتخاب شده اند. ما این دو شهر را انتخاب می کنیم زیرا از منظر جغرافیایی، جمعیتی و سازمانی قابل مقایسه هستند. هر دو شهر که فقط 340 کیلومتر از هم فاصله دارند، پایتخت کشورهای خود هستند و طبق تعریف، با 12.34 (پاریس) و 13.61 (لندن) میلیون نفر، کلان شهرها هستند [37 ] .
2.2. مجموعه داده های مکانی
برای ساختارشکنی سیستماتیک چگالی فیزیکی برای دو کلان شهر اروپایی، ما از محصولات پیشرفته اطلاعات جغرافیایی موجود برگرفته از دادههای سنجش از راه دور اصلی، لایههای استاندارد رصد زمین و اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه (VGI) استفاده میکنیم.
-
مدلهای سه بعدی شهر: برای لندن، از فهرست ساختمان UKMap استفاده میکنیم که اطلاعاتی در مورد ردپای ساختمان و ارتفاع مربوط به آنها ارائه میدهد. اطلاعات ارتفاع و ردپای ساختمانها از اندازهگیریهای تشخیص نور و محدوده (LIDAR) با دقت عمودی 0.5 متر (95٪ حدود اطمینان) به دست آمده است [38 ] . برای پاریس، ما یک مدل سه بعدی با کیفیت موضوعی و هندسی مشابه تولید می کنیم. ما از داده های ردپای ساختمان به دست آمده از منبع VGI OpenStreetMap [ 39 ] استفاده می کنیم. برای به دست آوردن اطلاعات ارتفاع ساختمان از یک مدل سطح دیجیتال نرمال شده (nDSM) که از مدل های ارتفاعی دیجیتال Cartosat-1 نشات می گیرد استفاده می کنیم. این رویکرد در برابر اندازهگیریهای مستقل از حقیقت زمینی با میانگین دقت جانبی و عمودی به ترتیب 6.7 متر و 5.1 متر آزمایش شده است.40 ]. از ترکیب ردپای ساختمان OSM و اطلاعات ارتفاع Cartosat، ما مدل شهر سه بعدی را برای پاریس در سطح جزئیات 1 به دست میآوریم، یعنی مدلی که ساختمانها را با بلوکهای تعمیمیافته شامل ساختمانهای منشوری با ساختار سقف تخت نشان میدهد. روش مبتنی بر شی و دقت به دست آمده برای مدل سه بعدی (با میانگین خطای مطلق 3.2 متر در جهت عمودی در مقایسه با داده های LIDAR) با جزئیات توسط [23] توضیح داده شده است .
-
اطلاعات آب بندی خاک: ما از لایه آب بندی خاک پان-اروپایی [ 41 ] استفاده می کنیم که از تصاویر سنجش از دور نوری با وضوح بالا مشتق شده است. این لایه درجه پیوسته آب بندی خاک را با وضوح فضایی 20 متر اندازه گیری می کند، یعنی درصدی از مناطق تحت پوشش ساختمان ها، خیابان ها و سایر سطوح مصنوعی.
-
واحدهای اداری/فضایی: از اطلس شهری اروپا [ 42 ] ما از هندسه بلوک های ساختمانی به عنوان یک سیستم مرجع استفاده می کنیم. این داده ها برای مقیاس نقشه 1:10000 با حداقل واحد نقشه برداری 0.25 هکتار ارائه شده است ( قسمت 3.1.2 ). به عنوان مرزهای اداری ما از استاندارد پذیرفته شده واحدهای اداری محلی سطح 2 (LAU-2) استفاده می کنیم. این نهادها شامل شهرداری ها یا موارد مشابه به عنوان یک واحد آماری مشترک در 28 کشور عضو اتحادیه اروپا می شوند [ 43 ].
شکل 1 یک نمای کلی از تمام مجموعه داده های کامپایل شده را نشان می دهد.
3. مفاهیم و روش ها
ما چارچوبی را برای این مطالعه برای ساختارشکنی تراکم فیزیکی شهرها معرفی می کنیم ( شکل 2 ). از یک طرف به بخش مفهوم و روش ها ( به ترتیب بخش 3.1 و بخش 3.2 ) مربوط می شود. در این، ابعاد مفهومی مختلف تراکم فیزیکی شهری، یعنی ابعاد موضوعی ( بخش 3.1.1 )، فضایی ( بخش 3.1.2 ) و محاسباتی ( بخش 3.1.3 ) پرداخته و تعریف شده است. تجزیه و تحلیل های بعدی از اندازه گیری های چگالی مشتق شده با استفاده از روش های ارزیابی کمی یا کیفی طبقه بندی می شوند ( بخش 3.2 ). از سوی دیگر، چارچوب مربوط به بخش نتایج ( بخش 4.1، بخش 4.2 و بخش 4.3 ). ظاهر نقشه ( بخش 4.1 ) و ساختارشکنی کمی اندازه گیری تراکم از دیدگاه های غیر اختصاصی سایت (مقیاس شهر) ( بخش 4.2.1 ) و مکان خاص (مدل منطقه ای) ( بخش 4.2.2 ) در تضاد است. در نهایت، چگالی انواع ساختاری عمومی با تکنیکهای طبقهبندی آماری، آمار ناحیهای و با برداشت بصری از نقشهبرداری گسسته ارزیابی میشوند ( بخش 4.3 ).
با توجه به چند بعدی بودن اندازه گیری چگالی، ارائه جامع هر مشخصات مفهومی ممکن (ترکیبی از هر گونه مشخصات موضوعی، مکانی و محاسباتی) در نظر گرفته نشده است. با این وجود، ما به طور سیستماتیک هر مشخصات ممکن را برای حداقل یک مورد نماینده ارائه می کنیم تا تأثیر مربوطه ترکیب متغیر خاص را بر کاربرد و تفسیر آن ارزیابی کنیم.
3.1. ابعاد مفهومی چگالی
3.1.1. ابعاد موضوعی چگالی
از منظر فضایی، چگالی را می توان برای هر جسمی با وسعت فیزیکی محاسبه کرد. در اینجا، ما امکانات موضوعی مختلف را به ویژگی های محیط ساخته شده کاهش می دهیم. ما ” پیکربندی فیزیکی ” را با: (1) سه متغیر چگالی فیزیکی مختلف توصیف می کنیم. و (2) به طور خاص تر، توسط دو نوع ساختاری عمومی.
3.1.2. ابعاد فضایی چگالی
پیکربندی فیزیکی یک شهر در سلسله مراتبی از مراکز مختلف و مراکز فرعی یا خوشهها در مقیاسهای مختلف، از کل منطقه شهر گرفته تا محلهها، منعکس میشود [ 17 ]. این الگوی پیچیده از چگالی های متنوع و چند مقیاسی نشان می دهد که یک “مقیاس عینی” برای محاسبه چگالی وجود ندارد [ 4 ، 45 ]. در این رابطه مسئله واحد منطقه قابل تغییر (MAUP) (به عنوان مثال، [ 7]) یک سوگیری آماری توسط واحدهای تجمعی ایجاد می کند که دلخواه، قابل تغییر و ذهنی هستند. ما با این موضوع با معرفی یک مفهوم فضایی چند مقیاسی به خوبی تعریف شده برای تجزیه و تحلیل حساسیت نتایج تحلیلی به تعریف واحد مرجع انتخاب شده مواجه میشویم. برای انجام این کار، ابعاد فضایی را بر اساس مقیاس تحلیل ( بخش 3.1.2.1 ) و واحدهای مرجع مختلف ( بخش 3.1.2.2 ) تعریف می کنیم.
3.1.2.1. مقیاس تحلیل
مدل تصوری رایج از پیکربندی فیزیکی یک شهر به یک مرکز متراکم احاطه شده توسط هاله ای کم و بیش پیچیده از ساختمان های پایین تر و کاهش تراکم در حومه شهر مربوط می شود. برای ایجاد تصویری متمایز از این تخیل، از یک مفهوم چند مقیاسی برای توصیف بافت شهری استفاده میکنیم: از یک سو، از مقیاس شهر استفاده میکنیم.; ما یک دایره با شعاع 11 کیلومتری در اطراف یک نقطه مرکزی از پیش تعریف شده برای شهر خاص به عنوان منطقه یکنواخت مورد علاقه تعریف می کنیم. شعاع 11 کیلومتری توسط داده های جغرافیایی به طور مداوم در دسترس برای هر دو شهر در وسعت مربوطه ایجاد می شود. ما می دانیم که این واحد فضایی نه کل مناطق شهری پاریس و لندن را پوشش می دهد و نه این واحد با مرزهای مورفولوژیکی یا محدوده های اداری مربوطه مطابقت دارد. با این حال، این واحد اجازه می دهد تا برای یک خط پایه فضایی سازگار و قابل مقایسه است. فراتر از آن، ما معتقدیم که هم هسته های تاریخی شهری و هم سهم فضایی قابل توجهی از مناطق گسترش شهری را در بر می گیرد.
از سوی دیگر، برای تمایز شیب های چگالی، از یک رویکرد خاص سایت (منطقه ای) استفاده می کنیم . بنابراین، ما یک مدل منطقه حلقه را با استفاده از حلقه های یک کیلومتری در اطراف مرکز مربوطه اعمال می کنیم. با توجه به تعریف سایت مطالعه ما بر اساس پوشش داده های مکانی، 10 حلقه با افزایش فاصله تا مرکز وجود دارد ( شکل 3 ). نقاط مرکزی از قبل به عنوان مراکز تاریخی هر دو شهر تعریف شده اند: برای پاریس از مکان کلیسای نوتردام و برای لندن از مکان کلیسای جامع سنت پل استفاده می کنیم.
3.1.2.2. واحدهای مرجع
استراتژی مضاعف فضایی با استفاده از کل منطقه مورد مطالعه (بافر 11 کیلومتری) و تجزیه و تحلیل گرادیان خاص سایت (مدل حلقه 1 کیلومتر) اغلب برای تجزیه و تحلیل چگالی استفاده می شود. با این حال، این دو مقیاس فضایی تغییرپذیری چگالی در واحدهای مرجع مربوطه را در نظر نمی گیرند.
برای انجام این کار، ما معیارهای چگالی را با استفاده از سه نوع واحد مرجع که معمولاً در ادبیات استفاده میشود محاسبه میکنیم: (1) واحدهای اداری . این واحدهای اغلب شکل تاریخی توسط انسان از طریق یک فرآیند سیاسی تعریف می شوند و بنابراین اغلب از پیکربندی فیزیکی پیچیده شهر جدا می شوند. در اینجا ما از واحدهای LAU-2 استفاده می کنیم. (2) واحدهای بلوک ؛ بر خلاف واحدهای اداری، واحدهای بلوک مشتق شده از اطلس شهری اروپا، موجودیت های فضایی کوچکی هستند که از طریق شبکه خیابانی مشبک مشخص شده اند. در حالی که آنها لزوماً دارای مورفولوژی شهری همگن نیستند، ما فرض میکنیم که آنها مناسبترین نمایه فضایی برای حاوی ویژگیهای فیزیکی همگن در محیطهای پیچیده شهری هستند. و (3) واحدهای شبکه; ما از یک هندسه شبکه استاندارد استفاده می کنیم. ما تأثیر اندازههای مختلف شبکه را بر روی اندازهگیری چگالی ارزیابی میکنیم ( بخش 3.2 را ببینید ). در این راستا، طول استاندارد اولیه لبه (285 متر) از میانگین اندازه واحدهای بلوک در EUA برای مکانهای آزمایش به دست میآید.
شکل 3 یک نمای کلی از دو مقیاس تحلیل اعمال شده در مفهوم ما و همچنین در مورد تعریف واحدهای مرجع فضایی ارائه می دهد. فراتر از آن، تفاوتها با توجه به توابع تجمع چگالی خالص و ناخالص مشاهده میشوند که در بخش 3.1.3 بعدی توضیح داده شدهاند .
3.1.3. محاسبه چگالی
چگالی (D) رابطه بین نوع خاصی از کلاس (یا شی) با واحد مرجع مربوطه است. که بر حسب درصد است
که در آن a یک کلاس موضوعی خاص با وسعت مکانی و A وسعت فضایی واحد مرجع است. به طور خاص، ما سه معیار تراکم موضوعی را محاسبه می کنیم: تراکم ساختمان، درصد آب بندی خاک و تراکم فضای کف . فراتر از آن، ما معیارهایی از دو نوع ساختاری عمومی، یعنی بالاترین تراکم ساخته شده و تراکم فضای باز ، همانطور که در جدول 1 تعریف شده است، استخراج می کنیم .
محاسبه چگالی از نظر ریاضی ساده به نظر می رسد. با این حال، سه مشخصات زیر باید سناریوهای خاص را توضیح دهد:
-
ما بین چگالی خالص و ناخالص تفاوت قائل می شویم . تراکم خالص به تراکم هایی اشاره دارد که واحدهای مرجع اعمال شده مناطق خاصی را حذف می کنند. در مورد ما، ما چگالی خالص را فقط با استفاده از تمام واحدهای مرجع که حاوی “ساختمان ها” هستند محاسبه می کنیم. بنابراین، واحدهای اداری ، بلوکها یا شبکههایی که دارای شیء مربوطه «ساختمانها» نیستند، از محاسبه و تحلیلهای بعدی حذف میشوند. در مقایسه، چگالی ناخالص بر روی تعداد کل واحدهای مرجع عمل می کند [ 5 ]. شکل 3 d,e (به ترتیب برای چگالی ناخالص و چگالی خالص) این تمایز را به تصویر می کشد.
-
اندازه گیری های تراکم ممکن است با توجه به جمعیت داده های مورد استفاده به طور قابل توجهی متفاوت باشد. به عنوان مثال، هنگام ارجاع به انواع ساختاری عمومی در مقایسههای بین شهری، طبقهبندی فضایی آنها بسته به اینکه به جمعیت جهانی دادهها (مثلاً در همه شهرهای در نظر گرفته شده) اشاره شود یا طبقهبندی آنها فقط به یک جمعیت (مثلاً در هر شهر) مربوط میشود، متفاوت است. ) در یک زمان. اندازه گیری های چگالی حاصل ممکن است تفاوت های قابل توجهی را نشان دهد.
-
برای مدل ناحیه ای ما دو استراتژی مختلف را آزمایش می کنیم: محاسبه معیارهای چگالی در هر حلقه جداگانه و برای یک مرجع تجمعی. دومی به این معنی است که ما اندازه گیری های چگالی را برای واحد مرجع حلقه اول، سپس برای حلقه های اول و دوم به صورت ترکیبی و غیره محاسبه می کنیم.
3.2. ارزیابی چگالی
پارامترهای منیفولد که احتمالاً برای بدست آوردن چگالی اندازه گیری ترکیب می شوند – ممکن است از نظر موضوعی، مکانی یا محاسباتی باشد – کاربرد آن را پیچیده می کند. ما یک روش ارزیابی را معرفی می کنیم که رویکردهای نقشه برداری، کمی، موضوعی، مکانی و ذاتاً جغرافیایی را ترکیب می کند.
ما بهطور کیفی پیکربندیهای شهر را با ترسیم اندازههای تراکم محاسبهشده برای مقایسه و تفسیر بصری بررسی میکنیم. در انجام این کار، ما همچنین با تأثیر واحدهای مرجع مختلف مقابله می کنیم. از نظر جغرافیایی، پیکربندیهای فضایی شهرها را با توجه به متغیرهای مختلف چگالی فیزیکی در نظر گرفته شده مقایسه میکنیم. هدف ما نشان دادن فازی بودن نقشههای چگالی و معنای مرتبط با آن است. علاوه بر این، نمونههایی از انواع سازههای عمومی معمولی را در نقشههای شکل زمین تجسم میکنیم.
ما چندین تکنیک آماری را برای ساختارشکنی کمی تراکم شهری برای هر دو مقیاس شهر و منطقه ای به کار می گیریم:
ابتدا توزیع مقادیر چگالی را محاسبه کرده و آنها را به صورت نمودارهای جعبه ای تجسم می کنیم. نمودارهای جعبه با معیارهای آماری استاندارد میانه، محدوده بین چارکی و انحراف استاندارد تعریف می شوند. با این کار، هدف ما ارزیابی تأثیرات مطلق و نسبی مشخصات مفهومی ممکن (ترکیب متغیرهای موضوعی، مقیاسهای تحلیل، واحدهای مرجع و روشهای محاسبه) بر روی اندازهگیری چگالی است.
دوم، تحلیل کمی را با بررسی همبستگیهای بین متغیرهای موضوعی گسترش میدهیم. در این، ما به طور تجربی ضریب همبستگی را برای مجموعه ای از اندازه گیری ها در واحدهای فضایی مختلف تعیین می کنیم [ 46 ]. استحکام همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته را می توان با استفاده از ضریب تعیین R2 ارزیابی کرد . اندازه گیری واریانس توضیح داده شده یک متغیر وابسته را با استفاده از یک مدل رگرسیون خاص توصیف می کند [ 47 ]. در مورد ما، ضریب تعیین (R2 ) توسط یک مدل رگرسیون خطی مرتبه اول [ 46 ] توصیف میشود.
که در آن RSS و TSS به ترتیب مجموع مجذور خطاهای باقیمانده و مجذور بین دو معیار چگالی هستند. n تعداد مشاهدات است. دمندمنیک مقدار مشاهده شده است. د¯د¯میانگین همه مشاهدات است. و دˆد^پاسخ مدل رگرسیون است. اگر همه نقاط در نمودار پراکندگی یک رابطه خطی کامل بین دو مجموعه داده در نظر گرفته شده را نشان دهند، R 2 برابر است. ما نمودارهای پراکندگی این توزیع های دو متغیره را تجسم می کنیم. این امکان ارزیابی انحرافات ابعاد موضوعی در مورد چگالی را فراهم می کند.
سوم، ما به طور سیستماتیک اثرات واحدهای مرجع (مسئله MAUP) را بر روی اندازهگیریهای چگالی تجزیه و تحلیل میکنیم. بنابراین، ما از یک سو تغییرپذیری واحدهای مرجع برای موارد آزمایش لندن و پاریس را از نظر گستره فضایی آنها محاسبه میکنیم. متغیرهای این اقدامات هوایی به صورت نمودار جعبه ارائه شده است. با آن، ما به تفسیری از این که آن واحدها چقدر ممکن است معنادار باشند، هدف میگیریم. از سوی دیگر، ما به طور سیستماتیک تأثیر اندازههای شبکه اعمالشده بر اندازههای چگالی محاسبهشده را تحلیل میکنیم. ما از عرض شبکه 285 متری به عنوان استاندارد در تحلیل استفاده می کنیم. با این حال، برای تجزیه و تحلیل تأثیر اندازههای شبکههای مختلف، ما علاوه بر این، پهنای شبکههای کوچکتر (35 متر، 85 متر، 135 متر، 185 متر، 235 متر) و همچنین پهنای شبکه بزرگتر (500 متر، 750 متر، 1000 متر و 1500 متر) را محاسبه میکنیم. ) برای آشکار کردن اثرات بر روی اندازه گیری چگالی.
در نهایت، ما اندازهگیریهای چگالی را برای کلاسهای ساختاری عمومی تحلیل میکنیم، که در تضاد با سایر متغیرهای غیر مساحت و پیوسته هستند. این ممکن است به درک معیار تراکم اضافه کند، به عنوان مثال، یک شهر ممکن است به طور متوسط تراکم ساختمانی بالاتری نسبت به شهر دیگر داشته باشد. با این حال، این یک نتیجه اجباری نیست که سهم فضاهای باز به نوبه خود کمتر باشد. طبقات ساختاری عمومی یک انتخاب فضایی از مناطق از جمعیت جهانی است. بنابراین، ما در اینجا فقط سهمهای فضایی کل پیکربندی شهر را مقایسه میکنیم. تحلیل ما در اینجا دو جنبه دارد: برای کلاس بالاترین تراکم ساخته شده، ما مناطقی را با مقادیر بالاتر از چندک 85 برای هر سه متغیر پیوسته – تراکم ساختمان، آب بندی خاک و تراکم فضای کف شناسایی می کنیم. با این حال، برای در نظر گرفتن تنوع اندازه گیری تراکم با توجه به جمعیت داده های مورد استفاده، ما تجزیه و تحلیل را به جمعیت جهانی متغیرها در سراسر شهرها و جمعیت های هر شهر مرتبط می کنیم. برای تجزیه و تحلیل ما از آمار منطقه ای برای ارزیابی نتایج بر اساس دو روش محاسبه مختلف استفاده می کنیم. در مورد فضاهای باز کلاس، تعریف می کنیم که یک فضای باز دارای تراکم ساختمانی کمتر از 1٪ است. همچنین مشخص می کنیم که آیا فضای باز یک فضای باز طبیعی (مثلاً یک پارک) است یا یک سطح مهر و موم شده با استفاده از یک آستانه بر اساس لایه آب بندی خاک. به طور خاص، اگر سهم آب بندی خاک کمتر از 10٪ باشد، هر فضای باز شناسایی شده را طبیعی در نظر می گیریم. ما آگاه هستیم که این آستانه ها ممکن است ذهنی باشند. با این حال، از آنجایی که ما آنها را به شیوه ای ثابت برای هر دو شهر اعمال می کنیم، استدلال می کنیم که این برای مقایسه بین شهری مناسب است. تجزیه و تحلیل در فضاهای باز سپس از آمار ناحیه ای برای ارزیابی اندازه گیری تراکم استفاده می کند.
4. نتایج
در این بخش، اندازه گیری چگالی را برای ارزیابی شکنندگی آن در وابستگی به ابعاد انتخابی و روش های محاسبه، تجزیه می کنیم.
4.1. نقشه برداری چگالی
تجسم نقشه کشی تراکم یک ابزار قدرتمند در برنامه ریزی شهری است. با این حال، هنگام ترسیم تراکم ها، آشکار می شود که ظاهر نقشه با توجه به بعد موضوعی، مقیاس تجزیه و تحلیل، واحد مرجع اعمال شده یا روش محاسبه به طور قابل توجهی متفاوت است. شکل 4 تنوع معیارهای تراکم را در مورد تراکم ساختمان، آب بندی خاک و تراکم فضای کف برای کل مناطق مورد بررسی در پاریس و لندن در سطح بلوک نشان می دهد.
به طور کلی، هر دو شهر بیشترین تراکم ساختمانی را در مراکز جغرافیایی مربوطه خود نشان می دهند. با این حال، شهرها همچنین تفاوت هایی را در الگوهای تراکم نشان می دهند: میزان بالاترین تراکم ساختمانی برای پاریس به طور قابل توجهی بزرگتر است. در داخل بلوار پریفریک – یک خط مرزی اداری (و بدیهی است که مورفولوژیکی) در پیکربندی شهر پاریس – تراکم به طور مداوم بسیار زیاد است. در خارج از این منطقه، تراکم ساختمان به عنوان تابعی از فاصله تا مرکز شهر کاهش می یابد. برای لندن، وسعت فضایی تراکم ساختمانی بالا به طور قابل توجهی کوچکتر است و اساساً محدود به مناطق مرکزی شمال رودخانه تیمز، بین به اصطلاح “شهر” (شرق) و هاید پارک (غرب) است.
تراکم آب بندی خاک یک الگوی فضایی تا حدی متفاوت را نشان می دهد. مشابه تراکم ساختمانی، تراکم آب بندی بالای خاک برای مراکز شهری ترسیم شده است. با این حال، کاهش در آب بندی خاک با افزایش فاصله تا مرکز شهری بسیار کمتر متمایز است. در پاریس کاهش آب بندی خاک حتی در خارج از بلوار پریفریک بسیار حاشیه ای است. برای لندن، مناطق با آب بندی بالای خاک، مساحت قابل توجهی بزرگتر از تراکم ساختمانی بالا را شامل می شود. با این حال، کاهش به مناطق پیرامونی آشکار است.
تراکم فضای کف یک الگوی فضایی متفاوت و پیچیدهتر را نشان میدهد: در حالی که تراکم فضای کف به طور کلی کاهشی از مرکز به مناطق پیرامونی نیز داده میشود، این شیب به طور قابلتوجهی توسط حداکثرهای محلی تمرکز جرم شهری قطع میشود. به عنوان مثال، منطقه لا دیفنس در شمال غربی مرکز شهر در پاریس (یک منطقه تجاری برنامه ریزی شده با مجموعه ای از ساختمان های بلند) به وضوح تمرکز توده شهری را در خارج از بلوار پریفریک نشان می دهد. برای لندن، مناطق تجاری پیرامونی مانند Canary Wharf در شرق شهر وجود مراکز فرعی مورفولوژیکی را نشان می دهد.
نگاشت سه متغیر فضایی مختلف زیربنای تغییرپذیری چگالی با توجه به معیار موضوعی خاص است. این حتی اگر پارامترها به همان اشیاء فیزیکی زمین مانند ساختمانها مرتبط باشند، درست است، همانطور که از نظر تراکم ساختمان و فضای کف وجود دارد. در حالی که شکل 4 نماهای نقشه اندازه گیری های چگالی موضوعی را در سطح بلوک نشان می دهد، شکل 5 تغییرپذیری اندازه گیری های چگالی را با توجه به انتخاب واحدهای مرجع خاص نشان می دهد. این با پارامتر موضوعی تراکم ساختمانی که در سطح واحدهای اداری و شبکه ای برای پاریس ترسیم شده است، نشان داده شده است.
مقایسه ظاهر نقشه برای پارامتر تراکم ساختمان در وابستگی واحدهای مرجع (سطح شبکه در مقابل واحد اداری ( شکل 5 ) در مقابل سطح بلوک (ارائه شده در شکل 4))) تأثیر قابل توجه آنها را نشان می دهد. با توجه به بعد شبکه انتخاب شده، که مربوط به اندازه متوسط واحدهای بلوک است، هر دو واحد مرجع یک الگوی چگالی فضایی مشابه را نشان میدهند. می توان نتیجه گرفت که هم سطح بلوک و هم سطح شبکه مورد استفاده تغییر مورفولوژی شهری پیچیده و مقیاس کوچک را نشان می دهند. در مقابل، واحدهای اداری پیکربندی فیزیکی واقعی شهر را محو می کنند. در حالی که کاهش عمومی در تراکم ساختمان از مرکز شهر به مناطق پیرامونی حفظ شده است، پیکربندی مورفولوژی واقعی شهری به دلیل اندازه بزرگ واحدهای فضایی و نامناسب بودن آنها برای نشان دادن مورفولوژی واقعی شهری پنهان است. بنابراین، انتخاب یک مقیاس اندازه گیری مناسب بسیار مهم است.
4.2. ساختارشکنی کمی از اندازه گیری چگالی
4.2.1. مقیاس شهر
ساختارشکنی کمی تراکم را با استفاده از سه متغیر تراکم ساختمان ، آب بندی خاک و تراکم فضای کف برای سه واحد مرجع (واحد اداری، شبکه و بلوک) و همچنین برای دو روش محاسبه (تراکم ناخالص و خالص) آغاز می کنیم. شکل 6 این نتایج را به صورت نمودارهای جعبه ای در سطح شهر نشان می دهد.
شکل 6نتایج زیر را ممکن می سازد: (1) طبیعتاً، چگالی خالص به طور مداوم بیشتر از چگالی ناخالص است. در نتیجه، استفاده از هر یک از معیارها بر مقادیر مطلق چگالی اندازه گیری شده تأثیر دارد. تفاوت بین 0٪ و 4٪ متفاوت است. بنابراین، هر زمان که برای مقایسه های بین شهری استفاده می شود، مشخصات اندازه گیری چگالی ضروری است. (2) طبق تعریف، مقادیر تراکم آب بندی خاک به طور قابل توجهی بالاتر از مقادیر تراکم ساختمان است. جالب است بدانید که برای موارد خاص پاریس و لندن، تفاوت بین شهری در مقادیر آب بندی خاک به طور قابل توجهی بیشتر است (در محدوده 20٪ بسته به واحد مرجع) نسبت به تراکم ساختمان (در محدوده 4 درصد. (3) واحدهای اداری کمترین مقدار تراکم را نسبتاً پایین دارند. متقابلا، واحدهای بلوک بالاترین مقادیر را نشان می دهند. این فرض نشان می دهد که این به دلیل اندازه بزرگتر واحدهای اداری است. با این حال، همانطور کهشکل 7در تضاد ابعاد و تغییرات بلوک و واحدهای اداری، این فرض تنها تا حدی درست است. در واقع، واحدهای اداری پاریس به طور قابل توجهی بزرگتر از بلوک و واحدهای شبکه استاندارد مورد استفاده هستند. برای لندن، مورد مخالف واحدهای کوچکتر LAU-2 داده شده است. اگرچه بعد فضایی واحدهای شبکه و بلوک مشابه است، اما تفاوت آنها در شکل فضایی، مقادیر چگالی واحدهای شبکه را تا محدوده 10 درصد کاهش می دهد. این را می توان با شکل و موقعیت مکانی نامشخص شبکه ها توضیح داد که از پیکربندی فیزیکی واقعی شهری (که قرار است در واحدهای بلوک بهتر باشد) غفلت می کند. (4) از نظر جغرافیایی، نتایج به وضوح نشان می دهد که در سطح شهر، پاریس متراکم تر از لندن است، هم از نظر میانه مشاهده شده و هم از نظر مقادیر اوج. این امر برای بعد موضوعی پارامترهای تراکم ساختمان، آب بندی خاک و همچنین تراکم فضای کف صادق است. این برای هر دو صادق استتراکم خالص و ناخالص در هر سه واحد مرجع اعمال می شود. علاوه بر این، واریانس مقادیر تراکم معمولاً در پاریس بالاتر است – با تراکم آب بندی خاک به عنوان تنها استثنا.
علاوه بر توضیح بالا، شکل 7 تنوع فضایی بالای واحدهای اداری در سراسر شهرها را نشان می دهد. این واقعیت بیانگر این است که واحدهای اداری نهادهای مناسبی برای سنجش تراکم و مقایسه آنها در شهرها نیستند.
از نتایج قبلی، از قبل آشکار است که هیچ همبستگی خطی بین سه متغیر موضوعی پیوسته فضایی اعمال شده در مطالعه ما وجود ندارد. شکل 8 ابعاد موضوعی مربوطه را در سطح بلوک به صورت زوجی ترسیم می کند.
اگرچه همه متغیرهای کاربردی متعلق به یک خانواده هستند که ویژگیهای فیزیکی منظر شهری را توصیف میکنند، هیچ همبستگی خطی مشهود نیست. با این حال، ضرایب همبستگی نشان دهنده روابط مثبت است. بهویژه دو متغیری که سهام ساختمان را توصیف میکنند – تراکم ساختمان و تراکم فضای کف – همبستگی بالایی با r2 از 0.66 در رگرسیون خطی نشان میدهند . با این حال، این بدان معنا نیست که دانستن هر یک از دو متغیر پیش بینی قابل اعتمادی برای دیگری است. در مورد آب بندی خاک و تراکم ساختمان همبستگی متوسط (r2 = 0.42) و برای آب بندی خاک و تراکم فضای کف همبستگی کم (r2 )= 0.28) از رگرسیون خطی محاسبه می شود. این به طور کمی انتقادات را در EUA برای پنهان کردن اطلاعات در مورد مورفولوژی واقعی شهری تأیید می کند (به عنوان مثال، [ 48 ])، زیرا طبقات تراکم آن صرفاً بر اساس آب بندی خاک است. بنابراین، نتیجه گیری در مورد مورفولوژی شهری بر اساس یک متغیر ممکن است گمراه کننده باشد.
تمام تحلیلهای قبلی در مطالعه ما بر روی یک اندازه شبکه استاندارد ثابت یا بر روی اندازههای متغیر بلوکها یا واحدهای اداری انجام شده است. با پرداختن به مشکل MAUP، هدف ما ارزیابی اثرات اندازههای شبکه متفاوت بر اندازهگیریهای چگالی است. بنابراین ما به طور سیستماتیک تغییرات مقادیر چگالی را با اندازههای شبکه متناوب تعیین میکنیم. شکل 9 تغییر مقادیر تراکم در سطح شهر را برای سه بعد موضوعی در وابستگی به اندازه های شبکه متفاوت نشان می دهد.
تجزیه و تحلیل روند طبیعی کاهش واریانس چگالی در ابعاد موضوعی با افزایش اندازه شبکه را نشان می دهد. افزایش اندازه شبکه آشکارا به احتمال زیاد حاوی مخلوطی از انواع ساختاری است که تغییرات محلی تراکم را در سرتاسر مورفولوژی شهری تسطیح می کند. در سطوح موضوعی خاص، یک روند واضح فقط برای آب بندی متغیر خاک ارائه می شود: با افزایش اندازه شبکه، مقادیر تراکم متوسط کاهش می یابد. این روند فقط برای دو لایه موضوعی دیگر حاشیه ای است. برای تراکم ساختمان و تراکم فضای کف، مقادیر میانه با توجه به اندازه شبکه اعمال شده غیر قابل پیش بینی هستند.
4.2.2. مقیاس منطقه ای
واریانس بالای مقادیر تراکم برای کل مناطق مورد مطالعه حاکی از توزیع نابرابر تراکم فیزیکی در پیکربندی شهر است. شکل 10تجزیه و تحلیل گرادیان مکان خاص را نشان می دهد که این توزیع فضایی ناهموار را با وضوح بیشتری منعکس می کند. در حالی که آمار منطقهای محاسبهشده برای حلقههای مجزا برای سه بعد موضوعی در سطح بلوک ارائه میشود، برای یک مثال – چگالی ساختمان – تجزیه و تحلیل گرادیان تجمعی برای ارزیابی تأثیر آن بر اندازهگیری چگالی انجام میشود. علاوه بر این، برای محاسبه واریانس معیارهای تراکم به دلیل واحدهای مرجع انتخاب شده، دو مثال اضافی ارائه میشود: برای آببندی متغیر موضوعی خاک در سطح واحدهای اداری و برای متغیر موضوعی تراکم ساختمان در سطح شبکه.
تصور اولیه از پیکربندی فیزیکی یک شهر – مرکز با متراکم زیاد و کاهش تراکم با افزایش فاصله – به طور کلی تأیید شده است. بر اساس میانه، با افزایش فاصله تا مراکز عمدتاً کاهش ثابت مقادیر چگالی ناخالص را بدون توجه به بعد موضوعی یا حساب (حلقه در مقابل تجزیه و تحلیل گرادیان تجمعی) مییابیم. در حالی که این به طور کلی برای واحدهای بلوک و همچنین شبکه صادق است، جالب است که توجه داشته باشید که واحدهای اداری بی نظمی های زیادی را در این روند نشان می دهند. این یک دلیل اضافی برای نامناسب بودن واحدهای فضایی برای اندازه گیری چگالی است – که همراه با اثر تاری در ظاهر نقشه است. علاوه بر این، جالب است بدانید که برای تجزیه و تحلیل گرادیان تجمعی، کاهش چگالی آنچنان متمایز نیست. و طبیعتا مقادیر چگالی مطلق بالاتر است. این البته در واحدهای مرجع جایگزین است که دائماً مرکز را ادغام می کنند. با این حال، با بیش از 10٪ مقادیر بالاتر در مناطق بیرونی، این روش محاسبه شکنندگی اندازه گیری و تفسیر آن را نشان می دهد.
از نظر جغرافیایی، نتیجه دوباره نشان میدهد که در تمام ابعاد موضوعی و فضایی پاریس متراکمتر از لندن است. با نگاهی دقیق تر، تفاوت های قابل توجهی در تنظیمات چگالی بین پاریس و لندن نیز قابل شناسایی است. در حالی که مرکز شهری در لندن بالاترین تراکم میانه اندازه گیری شده برای تراکم ساختمان و همچنین برای تراکم فضای کف را نشان می دهد، در پاریس بالاترین تراکم میانه در مرکز نیست، بلکه در فاصله 1-2 کیلومتری یافت می شود. فراتر از این، بالاترین واریانس و مقادیر پیک برای حلقه های داخلی 2-3 (بسته به متغیر) با کاهش در هر دو، واریانس و اوج، با افزایش فاصله مشخص می شود. برای پاریس، نه بالاترین واریانس و نه بالاترین مقادیر چگالی اوج در سه حلقه داخلی یافت نمی شود. این به معنای ساختار تراکم ناهمگن تر برای پاریس در حومه و بالعکس برای لندن در منطقه مرکز شهر است. در پاریس، بیشترین تغییرات در فاصله 3-6 کیلومتری برای هر دو، تراکم ساختمان و تراکم فضای کف شناسایی شده است. به عنوان مثال، در فاصله 4 تا 5 کیلومتری، تراکم متوسط ساختمان در پاریس با 56٪ در مقایسه با 32٪ در لندن به طور قابل توجهی بالاتر است. آخرین اما نه کماهمیت، تراکم در پاریس در 5 تا 6 حلقه اول در مقایسه با لندن به طور قابلتوجهی بالاتر است، در حالی که در حلقههای بیرونی تراکم در شهرها جذب میشود. میانه تراکم ساختمان در پاریس با 56 درصد در مقایسه با 32 درصد در لندن به طور قابل توجهی بالاتر است. آخرین اما نه کماهمیت، تراکم در پاریس در 5 تا 6 حلقه اول در مقایسه با لندن به طور قابلتوجهی بالاتر است، در حالی که در حلقههای بیرونی تراکم در شهرها جذب میشود. میانه تراکم ساختمان در پاریس با 56 درصد در مقایسه با 32 درصد در لندن به طور قابل توجهی بالاتر است. آخرین اما نه کماهمیت، تراکم در پاریس در 5 تا 6 حلقه اول در مقایسه با لندن به طور قابلتوجهی بالاتر است، در حالی که در حلقههای بیرونی تراکم در شهرها جذب میشود.
4.3. تراکم طبقات ساختاری عمومی
در این مرحله از مطالعه، تمام نتایج در مورد تراکم به درک مستمر و گسترده ای از پیکربندی شهر مربوط می شود. با این حال، همانطور که در بخش 3.2 معرفی شد ، اندازه گیری تراکم را می توان در بخش های خاصی از شهر نیز اعمال کرد. در مورد ما، ما این را با تجزیه و تحلیل دو طبقه ساختاری عمومی، که به طور طبیعی یک منطقه محدود از کل شهر را نشان میدهند، مثال میزنیم: بالاترین تراکم ساخته شده و فضاهای باز.
شکل 11 ظاهر نقشه دو کلاس ساختاری عمومی طبقه بندی شده را در سطح بلوک نشان می دهد. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل گرادیان دو کلاس تجسم شده است. برای کلاس بالاترین تراکم ساخته شده، تفاوت ها با توجه به جمعیت داده های مورد استفاده (در سطح جهانی، به عنوان مثال، در بین شهرها، و در هر شهر) ترسیم می شود. برای فضاهای باز کلاس، یک زیر طبقه بندی خاص اضافی در فضاهای باز مهر و موم شده و فضاهای باز سبز محاسبه و ترسیم می شود.
نتایج زیر را می توان از شکل 11 استخراج کرد : با توجه به طبقه ساختاری عمومی بالاترین تراکم ساخته شده ، رویکرد آماری کاربردی برگرفته از جمعیت جهانی داده هابرای هر دو شهر امکان یک رویکرد مستقیم برای مقایسه شهرها وجود دارد. در حالی که تجزیه و تحلیل های بالا نشان می دهد که تراکم ساخته شده پاریس به طور قابل توجهی بالاتر است، این نوع تحلیل بر این نتیجه تأکید می کند. سهم این مناطق در پاریس با 5.91٪ از کل منطقه مطالعه به طور قابل توجهی بیشتر از لندن است که در آن تنها 0.25٪ است. در پاریس، این نوع ساختاری عمومی خاص در بلوار پریفریک غالب است و بخش بزرگی از درون شهر را پوشش میدهد. در لندن، این طبقه فقط اندکی در بخشهای مرکزی شمال رودخانه تیمز نشان داده شده است. در اعداد مطلق، تفاوت در تراکم بین هر دو شهر بر اساس این نوع ساختاری خاص حتی واضحتر میشود: با 22.5 کیلومتر مربع، وسعت برای پاریس (2670 بلوک) 23 برابر بیشتر از لندن (0.95 کیلومتر مربع ) است.; 221 بلوک). با توجه به آمار منطقه ای، بدیهی است که تمرکز توده شهری در مرکز پاریس به طور قابل توجهی بیشتر است و گستره فضایی بیشتری را نسبت به لندن پوشش می دهد. هنگام تغییر رویکرد آماری کاربردی با استخراج از جمعیت دادهها برای یک شهر در یک زمان، نتایج معکوس میشوند. پس از آن، سهم مناطق در لندن با 3.12٪ از منطقه مورد علاقه بیشتر از پاریس (2.63٪) است. با 11.86 کیلومتر مربع ، بزرگتر از پاریس است (9.98 کیلومتر مربع). این تجزیه و تحلیل نشان میدهد که لندن در مقایسه با مورفولوژی شهری اطراف، تمرکز تودهای شهری متمایز در مرکز شهر دارد. این نتیجه خاص مبهم بودن روش شناختی و تحلیلی اندازه گیری چگالی را نشان می دهد. این نشان می دهد که روش های محاسبه متفاوت ممکن است به نتایج متناقضی منجر شود. این نشان می دهد که تظاهرات فضایی-ساختاری تراکم همیشه باید به صورت نسبی دیده شود.
با توجه به فضاهای باز، درک طبیعی ما از این طبقه ساختاری با چگالی مطابقت ندارد. با این وجود، سهم فضایی فضاهای باز نیز بیانگر تراکم است. در اینجا، تراکم فضای باز در لندن بالاتر است، با سهم 15.09٪ در منطقه مورد علاقه در مقایسه با 10.73٪ برای پاریس. این تفاوت عمدتاً به سهم فضاهای باز سبز مربوط می شود: در حالی که سهم فضاهای باز با سطوح غیرقابل نفوذ در بین شهرها کم و بیش برابر است (2.20٪ برای پاریس؛ 2.30٪ برای لندن)، سهم فضاهای باز سبز به طور قابل توجهی بالاتر است. لندن (8.53٪ = 32.43 کیلومتر مربع برای پاریس؛ 12.79٪ = 48.62 کیلومتر مربعبرای لندن). در آمار منطقهای، سهم کل فضاهای باز به طور کلی با افزایش فاصله تا مرکز شهر افزایش مییابد و ویژگی فضایی معکوس آن را با توجه به اقدامات تحلیلشده در ساختوساز آشکار میکند. در حالی که این روند افزایشی به طور کلی برای سهم فضاهای باز سبز صادق است، سهم فضاهای باز مهر و موم شده تقریباً همان سهم کوچک (حدود 1٪ تا 2٪) را دارد که کم و بیش مستقل از مکان است. این تأثیر برای هر دو شهر مشهود است. با نگاهی دقیق تر، سهم فضاهای باز مهر و موم شده از کل سهم فضاهای باز تنها در مناطق مرکزی بیشتر است (چهار حلقه اول برای پاریس و دو حلقه اول برای لندن). با افزایش فاصله تا مرکز شهر، فضاهای باز طبیعی غالب هستند (به عنوان مثال، 17.5٪ در حلقه پیرامونی در لندن برای فضاهای باز طبیعی در مقابل 1٪ برای فضاهای باز سطح غیرقابل نفوذ).
ساختارشکنی چگالی در دو مقیاس تحلیل انجام شده است. در حالی که منابع داده اصلی مدل های ساختمانی سه بعدی هستند، چگالی بر روی واحدهای انباشته تحلیل شده است. در یک تحلیل نهایی، هدف ما این است که مورفولوژی اصلی شهری را در سطح ساختمان به تصویر بکشیم تا تراکم را نه به صورت انتزاعی بلکه در پیکربندی واقعی ساختمان به صورت بصری نشان دهیم. بنابراین، ما انواع سازههای عمومی معمولی را در نقشههای شکل زمین و همچنین مدلهای سه بعدی شهر با نمونههایی از هر دو شهر تجسم میکنیم. با آن، هدف ما این است که الگوی ساختمان و چگالی ذاتی آنها را به صورت کیفی به عنوان نمایشی از واقعیت فیزیکی نشان دهیم. شکل 12سه نوع ساختاری عمومی را در هر شهر نشان میدهد: بالاترین تراکم ساختمان، تراکم متوسط ساختمان و تراکم کم ساختمان و با استفاده از مدلهای سه بعدی شهر، دیدگاههای چشماندازی را در مورد این سه نوع سازه ارائه میدهد.
در پاریس، بیشترین تراکم ساختمانی در محله های نزدیک به مرکز شهر در منطقه 8 و 9 یافت می شود. ساختارهای بلوک بسته متشکل از خانه های شهری 6-7 طبقه با ساختمان های اضافی در حیاط های داخلی مربوطه عمدتاً تراکم ساختمانی بالاتر از 70٪ را نشان می دهند. این پیشرفتهای بلوک بین بلوارهای ساختاری که توسط سازماندهی مجدد مورفولوژی شهر توسط هاوسمن تنظیم شدهاند ( شکل 12 الف) مرتب شدهاند. تراکم ساختمانی متوسط خانه های ردیفی و مجزا در Villetaneuse، پاریس ( شکل 12)ب). تراکم ساختمانی کم در شمال مرکز شهر. این منطقه یک انتقال مورفولوژیکی از ساختمانهای 4 تا 5 طبقه ساختهشده با دالهای بتنی پیشساخته در سازندهای پیچ درپیچ یک بانلیه برنامهریزیشده در سنت دنیس، پاریس (غرب) به خانههای ردیفی دو طبقه با باغهای خصوصی (شرق) را نشان میدهد (شکل 12 ج ) . محله ای به سبک ویلهلمینی بین سوهو لندن و میفر. تراکم ساختمانی بالا در مرکز شهر لندن توسط ساختمان های بزرگ در توسعه محیطی بلوک سنتی تعریف می شود ( شکل 12 د). سکونتگاه معمولی ردیف خانه در Battersea Borough، لندن. توسعه فشرده با خانه های ردیفی دو تا سه طبقه پلکانی منجر به تراکم ساختمانی متوسط در آن منطقه می شود ( شکل 12).ه) منطقه مسکونی کم تراکم در تاتنهام، لندن. نوع شناسی منحصر به فرد خانه های شهری دو طبقه که دارای باغ های خصوصی هستند، یک سبک مشخص مسکن لندن است که منجر به مورفولوژی شهری با تراکم کم می شود ( شکل 12 f). مدلهای سه بعدی شهر برای: مجموعهای از ساختمانهای اداری مرتفع در منطقه تجاری La Defense، پاریس ( شکل 12 g). توسعه مسکن با متراکم متوسط با ساختمان های مجزا، نیمه مستقل و آپارتمانی در Vésinet، پاریس ( شکل 12 h). و نشست کم تراکم با ساختارهای خانه های ردیفی پراکنده از جمله باغ های خصوصی با اندازه متوسط در Purley، لندن ( شکل 12 ).
5. بحث و نتیجه گیری
چگالی به عنوان اصطلاح و اندازه گیری پیچیده، مبهم و گمراه کننده است. در حالی که از چگالی در مطالعات چندگانه برای اهداف مختلف استفاده می شود، مطالعه ما به صورت کمی نشان می دهد که هنگام استفاده از اندازه گیری های چگالی، یک کاربرد دقیق و مشخص ضروری است:
اول، بعد موضوعی اعمال شده نیاز به یک تعریف بدون ابهام دارد. هنگام صحبت در مورد چگالی از نظر تئوری می توان از مقدار غیرقابل شمارشی از معیارهای مختلف (افراد، مشاغل، افراد ساخته شده و غیره) استفاده کرد. حتی با کاهش درک خود از تراکم به یک دیدگاه فیزیکی صرف از شهر در این مطالعه، آگاه هستیم که متغیرهای موضوعی مورد استفاده – تراکم ساختمان، آب بندی خاک، تراکم فضای کف و دو نوع ساختاری عمومی – باید به عنوان یک نماینده ناقصی برای چند بعدی بودن معیار و واقعیت. تجزیه و تحلیل تراکم فیزیکی یک شهر را می توان به راحتی با پارامترهایی مانند تراکم خیابان ها (بر اساس طول، گره ها، و غیره)، تراکم ترافیک، و تراکم فضای اداری، در میان بسیاری موارد دیگر برای یک تصویر جامع تر گسترش داد. به عنوان مثال،20 ] منطقه بین شهر و هاید پارک را به عنوان مناطق مرکزی غالب نشان می دهد که به خوبی با نتایج ما مطابقت دارد. با این حال، الگوی تقاطع خیابان با تراکم بالا در تجزیه و تحلیل آنها به جنوب رودخانه تیمز گسترش می یابد. این توسط تراکم ساختمان یا الگوی تراکم فضای کف ما منعکس نمی شود. بنابراین، در هر تحلیلی، بعد موضوعی باید برای تراکم کل سیستم شهر (کالبدی) به صورت تکه تکه در نظر گرفته شود. علاوه بر این، تعریف موضوعی تراکم بسیار مهم است زیرا حتی ابعاد مرتبط مانند تراکم ساختمان و تراکم فضای کف همبستگی خطی ندارند (r 2 از 0.66 در رگرسیون خطی؛ r2 = 0.42 برای آب بندی خاک و تراکم ساختمان؛ r 2= 0.28 برای آب بندی خاک و تراکم فضای کف). اگرچه همبستگی خاصی قابل اندازه گیری وجود دارد، اما این موضوعات موضوعی قابل تعویض نیستند. روشن می شود که استفاده از چگالی به یک طریق یا به روش دیگر نیاز به اشاره خاصی به شی خاص دارد. به عنوان مثال، مجموعه داده های EUA به دلیل پنهان کردن اطلاعات در مورد مورفولوژی شهری [ 47 ] مورد انتقاد قرار می گیرند و بنابراین مانعی برای کاربرد در حوزه تحقیقات ساختار کالبدی شهری ایجاد می کنند. این گاهی اوقات منجر به سوء تفاهم می شود، زمانی که معیارهای تراکم در EUA به اشتباه به عنوان تراکم ساختمان به جای آب بندی خاک تعبیر می شوند.
دوم، بعد فضایی نیاز به یک تعریف بدون ابهام دارد. ما با استفاده از یک مدل شهر تک مرکزی که توسط یک نقطه مرکزی تعریف شده مفهوم سازی شده است به این موضوع نزدیک می شویم. (ب) استفاده از یک مفهوم فضایی با استفاده از مقیاس شهر و مقیاس منطقه ای به عنوان خط مبنا فضایی برای در نظر گرفتن اظهارات در سطح شهر و مکان خاص. و (ج) استفاده از واحدهای مرجع مختلف – بلوک، شبکه و واحدهای اداری – برای اندازهگیری میانه و واریانس چگالی در محدوده مورد بررسی. برای مقایسه معتبر بین شهری، یک سطح ثابت برای همه ابعاد فضایی باید تعیین شود.
- (آ)
-
مدل مفهومی شهر تکمرکزی سادهشده به کار رفته برای این مطالعه امکان آزمونهای تجربی مقایسهای را برای ارزیابی اندازهگیری تراکم و مسائل مفهومی آن فراهم میکند. با این حال، مطالعات متعدد نشان میدهد که شهرهای تکمرکزی سابق به پیکرهبندیهای شهری غیرمحور تبدیل شدهاند (به عنوان مثال، [ 49 ، 50 ]). در نتیجه، مطالعات آینده در مورد اندازهگیریهای تراکم باید پیکربندی ساختاری خاص مکانهای مطالعه را در نظر بگیرد.
- (ب)
-
در مورد ما، تعریف مقیاس شهر مبتنی بر داده است. با این حال، این رویکرد با هر واحد فضایی قابل مبادله است، تا زمانی که خط مبنا فضایی شهرهای مورد آزمایش را بتوان قابل مقایسه در نظر گرفت. به نوبه خود، این نشان میدهد که برای شهرهایی که دارای گسترههای پیچیدهتر هستند (به عنوان مثال، ایجاد شده توسط موقعیتهای توپوگرافی) یک چالش از تعریف واحدهای فضایی مناسب و قابل مقایسه فراتر از مدل حلقه ساده اعمال شده در این مطالعه ناشی میشود.
- (ج)
-
علاوه بر این، ابعاد فضایی واحدهای مرجع کاربردی تأثیر قابلتوجهی بر نتایج به ارث میبرند: واحدهای بلوک و شبکه انحرافات جزئی را در مورد توزیع نسبی مقادیر چگالی نشان میدهند. با این حال، آنها مقادیر چگالی مطلق را به طور قابل توجهی تعیین می کنند (شبکه ها اندازه گیری مطلق را حدود 10٪ در مثال های ما کاهش می دهند). واحدهای اداری به عنوان واحد مرجع رد صلاحیت می شوند، زیرا مسائل مربوط به ترسیم ذاتی آنها منجر به اعداد غیر قابل مقایسه می شود. یک سوال اضافی، اما اساسی این است که واحدهای شبکه و بلوک واقعا چقدر مناسب هستند: بدیهی است که شبکهها (واحدهای اداری بر این تأثیر تأکید دارند) در معرض خطر محو کردن پیکربندی فیزیکی واقعی بهواسطه موقعیت مکانی خود هستند (مخصوصاً تغییرات بین مناطق با متراکم بالا و مقادیر تراکم سطح فضاهای باز که هیچ یک از این موارد را نشان نمیدهند. نوع ساختاری). نتیجه نشان می دهد که شبکه ها به طور مداوم مقادیر چگالی مطلق اندازه گیری شده را کاهش می دهند. در مورد واحدهای بلوک، این سؤال باقی می ماند که آیا این واحدها واقعاً هدف اصلی خود را برآورده می کنند: گرفتن ساختارهای ساخته شده همگن. بیانیه کلی در مورد این موضوع نیز به دلیل ماهیت خاص سایت تجزیه و تحلیل دشوار است. Taubenböck و همکاران. [ آیا این واحدها واقعاً هدف اصلی خود را برآورده می کنند: گرفتن ساختارهای ساخته شده همگن. بیانیه کلی در مورد این موضوع نیز به دلیل ماهیت خاص سایت تجزیه و تحلیل دشوار است. Taubenböck و همکاران. [ آیا این واحدها واقعاً هدف اصلی خود را برآورده می کنند: گرفتن ساختارهای ساخته شده همگن. بیانیه کلی در مورد این موضوع نیز به دلیل ماهیت خاص سایت تجزیه و تحلیل دشوار است. Taubenböck و همکاران. [51 ] در مطالعه خود واحدهای مورفولوژیکی همگن را از طریق یک رویکرد داده محور با استفاده از تراکم ساختمان مشخص کردند. آزمایش تأثیر آن واحدهای مورفولوژیکی همگن نسبت به واحدهای بلوک یا کمربند برای مطالعات آینده پیشنهاد می شود.
سوم، تابع تجمع تأثیر قابل توجهی بر مقادیر چگالی اندازهگیری شده مطلق دارد و نیاز به یک تعریف بدون ابهام دارد. از یک سو، محاسبه چگالی ناخالص یا خالص بسیار مهم است. به عنوان مثال، ما نشان دادیم که چگالی خالص به طور طبیعی بیشتر از چگالی ناخالص است. در مثال خاص ما مقادیر مطلق اندازه گیری شده برای چگالی ناخالص در محدوده 4٪ کمتر است. از سوی دیگر، هنگام استفاده از کلاسهای ساختاری عمومی، جمعیت دادهها (از همه شهرها در مقابل یک شهر در یک زمان) بسیار مهم است.
از نظر جغرافیاییدو حوزه تحقیقاتی – پاریس و لندن – به وضوح نشان میدهند که پیکربندی فیزیکی پاریس به طور قابلتوجهی متراکمتر از لندن است. در حالی که این نتیجه بر اساس یک تحلیل چند بعدی سیستماتیک و به وضوح تعریف شده است، رویکردهای سیستماتیک کمتر ممکن است به نتایج متناقضی منجر شود. اگر تراکم ساختمان را برای هر دو شهر در اندازه شبکه 35 متر محاسبه کرده بودیم، لندن به طور متوسط تراکم تر از پاریس بود. نتیجه گیری لندن متراکم تر از پاریس منطقی است. به خصوص که پارامتر برای هر دو شهر در یک وسعت فضایی، واحد مرجع یکسان با روش محاسباتی یکسان و بنابراین، به روشی ظاهراً قابل مقایسه محاسبه میشود. با این حال، ساختارشکنی سیستماتیک ما از چگالی اندازه گیری به ما اجازه می دهد تا توجه کنیم، این نتیجه به دلیل انتخاب تصادفی پارامترهای آن حداقل مشکوک خواهد بود. این مثال نشان میدهد که اندازهگیریهای چگالی تا چه حد میتوانند توهمآمیز باشند وقتی که براساس تصورات تصادفی و غیرسیستماتیک بدون تحلیلهای حساسیت باشد. در مقابل، برای این مورد خاص، تمام اندازههای شبکه دیگر محاسبهشده بیانیه اصلی را تأیید میکنند که پاریس متراکمتر از لندن است. از منظر دیگر در مورد معیارهای تراکم، بیانیه پاریس متراکم تر از لندن نیز گمراه کننده است. اگر به عنوان مثال، پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن را تراکم بیشتری نسبت به پاریس داشته باشیم. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. مفاهیم غیر سیستماتیک بدون تحلیل حساسیت در مقابل، برای این مورد خاص، تمام اندازههای شبکه دیگر محاسبهشده بیانیه اصلی را تأیید میکنند که پاریس متراکمتر از لندن است. از منظر دیگر در مورد معیارهای تراکم، بیانیه پاریس متراکم تر از لندن نیز گمراه کننده است. اگر به عنوان مثال، پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن را تراکم بیشتری نسبت به پاریس داشته باشیم. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. مفاهیم غیر سیستماتیک بدون تحلیل حساسیت در مقابل، برای این مورد خاص، تمام اندازههای شبکه دیگر محاسبهشده بیانیه اصلی را تأیید میکنند که پاریس متراکمتر از لندن است. از منظر دیگر در مورد معیارهای تراکم، بیانیه پاریس متراکم تر از لندن نیز گمراه کننده است. اگر به عنوان مثال، پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن را تراکم بیشتری نسبت به پاریس داشته باشیم. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. تمام اندازههای شبکه دیگر محاسبهشده، بیانیه اصلی را تأیید میکنند که پاریس متراکمتر از لندن است. از منظر دیگر در مورد معیارهای تراکم، بیانیه پاریس متراکم تر از لندن نیز گمراه کننده است. اگر به عنوان مثال، پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن را تراکم بیشتری نسبت به پاریس داشته باشیم. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. تمام اندازههای شبکه دیگر محاسبهشده، بیانیه اصلی را تأیید میکنند که پاریس متراکمتر از لندن است. از منظر دیگر در مورد معیارهای تراکم، بیانیه پاریس متراکم تر از لندن نیز گمراه کننده است. اگر به عنوان مثال، پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن را تراکم بیشتری نسبت به پاریس داشته باشیم. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن تراکم بالاتری نسبت به پاریس دارد. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد. پارامتر “تراکم فضاهای باز” لندن تراکم بالاتری نسبت به پاریس دارد. مسلماً، فضاهای باز ذاتاً بیانگر درک چگالی نیستند. با این حال، این مثال پیچیدگی ناشی از استفاده از معیارهای مختلف چگالی را آشکار می کند. علاوه بر این، ارزیابی اندازه گیری تراکم فضاهای باز موجه است زیرا به پیکربندی فیزیکی شهر نیز می پردازد.
فراتر از سؤالات تحقیقی که به طور خاص به آنها پرداخته شده است، این مطالعه تنها در سطحی بسیار حل شده از نظر موضوعی و هندسی – حتی از جمله بعد سوم – به دلیل پیشرفت اخیر در دسترسی به داده های جغرافیایی از منابع سنجش از راه دور و VGI امکان پذیر شده است. ما می دانیم که داده های جغرافیایی مشتق شده از سنجش از راه دور و VGI مجموعه داده های کاداستر نیستند زیرا باید با مسائل دقت سروکار داشته باشند. با این حال، دقت این مجموعه داده ها به خودی خود سازگاری را نشان می دهد، که معمولاً دارای دقت 80٪ تا 90٪ است (به عنوان مثال، [ 23 ، 38 ]). بنابراین، ما فرض میکنیم که تأثیر اشتباهات طبقهبندی بر تجزیه و تحلیل معیارهای چگالی بهویژه از نظر نسبی ناچیز است.
به عنوان نکته پایانیاین مطالعه نشان میدهد که هر زمان که از چگالی به عنوان شاخص استفاده میشود، توصیه میشود تعریف و محاسبه چگالی را با توجه به ابعاد موضوعی و مکانی و همچنین محاسبات مورد بررسی دقیق قرار دهیم و در نتیجه تفسیر مربوطه را تأیید کنیم. ادبیات کنونی و گذشته نشان میدهد که دستیابی به یک معیار تراکم پذیرفتهشده بینالمللی دشوار است، زیرا تنها ترکیبی از انبوهی از دیدگاههای تراکم ممکن است پیکربندی پیچیده و چند بعدی شهر را به روشی جامع و سیستماتیک مشخص کند. این مطالعه مسائل و متغیرهای مفهومی را نظامبندی میکند تا برای تحلیلهای شفاف، کاربردهای کاملاً تعریفشده و تفاسیر معنادار در نظر گرفته شوند. در حالی که ما تحلیل خود را به رویکرد فیزیکی تراکم شهری تقلیل می دهیم، استدلال می کنیم که این مفهوم را می توان به عنوان طرحی برای استفاده در نظر گرفت.
6. چشم انداز
افزایش انتظارات جمعیت شهری جهان به 66 درصد در سال 2050، که برابر با 2.5 میلیارد شهروند جدید در سه دهه آینده است [37]، می تواند یک امر ضروری شهری برای بازاندیشی ساختار و مورفولوژی شهرها در آینده در نظر گرفته شود. . علیرغم افزایش پویا تعداد ساکنان شهر (و گسترش پویای فضایی سکونتگاه ها (به عنوان مثال، [ 52 ])، فرشته و همکاران [ 31]کشف کاهش منظم تراکم مناظر شهری جهانی در قرن بیستم. این بدان معناست که اگرچه تمرکز میانی، فرهنگی یا علمی اغلب بر مراکز شهری با تراکم بالا یا سکونتگاههای غیررسمی با تراکم بالا است، رشد افقی شهری با تراکمهای پایین بعدی (اغلب به عنوان “گسترش” توصیف میشود (مثلا [53]) غالب است . شکل رشد شهری جهانی: این امر به طور ضمنی اثرات بسیار زیادی بر زمین های کشاورزی موجود، هزینه های حمل و نقل عمومی، ردپای اکولوژیکی و غیره دارد. تشکیل نظرات آگاهانه
همانطور که هیلیر [ 54 ] بیان کرد، « سازمان فضایی از طریق ساختمانها و محیطهای ساخته شده به یکی از راههای اصلی تبدیل شدن به فرهنگ برای ما در دنیای مادی تبدیل میشود، و به این دلیل است که ساختمانها میتوانند و معمولاً انجام میدهند. ایده های اجتماعی در قالب های فضایی خود“. این امر بر نیاز به نظارت و تجزیه و تحلیل منظم و مداوم مورفولوژی شهرهای ما در سیاره ما تأکید می کند، که تا به امروز هنوز فقط به روشی بسیار مثال زدنی و اغلب متناقض انجام می شود. این مطالعه از این چالش با ساختارشکنی اندازهگیری چگالی پشتیبانی میکند و پیچیدگی و معنای آن را در یک مطالعه مقایسهای بین پاریس و لندن نشان میدهد. با این حال، ما تراکم را در شرایط هنجاری ارزیابی نمی کنیم. در عوض، هدف ما این است که به بحث علمی بیافزاییم و مفهوم روشنی از اینکه چگونه معیارهای چگالی را میتوان تعریف، استفاده، درک کرد و معنی آن را ارائه داد، اضافه کنیم. با آن، هدف ما این است که به مستندسازی بهتر و در نتیجه درک ساختارهای فیزیکی سفت و سخت شهرهایمان نزدیک شویم، چیزی که مثلاً توسط [55 ] به عنوان مبنایی برای توضیح بهتر وضعیت زندگی مردم خواسته شده است.
بدون نظر