3.1. گیلینی
گیلینی روستایی است (380 نفر در سال 1380) در 60 کیلومتری شرق نیامی واقع شده است. در پایین ترین قسمت یک دره فسیلی قرار دارد. بزرگترین درختان Faedherbia albida هستند که در اطراف روستا یافت می شوند، این درختان برای جمعیت مهم هستند زیرا عملکرد را بهبود می بخشند. درختان و درختچه های کوچکتر در سراسر چشم انداز پراکنده شده اند ( شکل 2 ). منطقه اطراف روستا را محصولات زراعی و آیش اشغال کرده است.
جدیدترین تصویر از منطقه Guileyni که در این آزمایش استفاده شده است (ژانویه 2011) یک تصویر از یک تصویر با وضوح بسیار بالا است که توسط Digital Globe ارائه شده است. برای مطابقت با وضوح فضایی تصویر 1975، نمونهبرداری مجدد شده است ( شکل 3 ). تصویر مورد استفاده برای انجام تجزیه و تحلیل دیاکرونیک یک عکس هوایی است که در ماموریت موسسه جغرافیایی ملی (IGN) در مارس 1975 گرفته شده است. تصویر با سرعت 1200 نقطه در اینچ (dpi) اسکن شده است و وضوح فضایی تصویر حاصل حدود 1.3 متر از آنجایی که این دو تصویر مربوط به فصل خشک هستند، تفاوت فنولوژیکی قابل توجهی وجود ندارد.
تصویر 2011 کنتراست قابل توجهی بالاتری (0.6357، محاسبه شده به سادگی به عنوان تفاوت نرمال شده بین 1٪ روشن ترین پیکسل ها و 1٪ تاریک ترین پیکسل ها) و وضوح (14.0493، محاسبه شده به عنوان مجموع همه هنجارهای گرادیان تقسیم بر تعداد پیکسل ها) نسبت به تصویر 1975 (به ترتیب 0.2663 و 2.0253). کنتراست و وضوح بالاتر منجر به تبعیض آسان تر کلاس ها می شود. افزایش کنتراست و تطبیق هیستوگرام تصویر 1975 به خوبی کار نمی کند، زیرا تمایز طبقات را پیچیده تر می کند. علاوه بر این، هر دو تصویر مشکلات روشنایی را نشان میدهند: مشخص است که سایهها میتوانند به طور مصنوعی اندازه درختان را افزایش دهند و در طبقهبندی k-means بهعنوان نقاط پرت رفتار کنند. بنابراین، تصاویر در مقادیر بسیار پایین تصحیح شده اند تا از موارد پرت جلوگیری شود. حداقل مقدار پیکسل به طور تجربی برای همه تصاویر ارائه شده در این کار روی 50 تنظیم شد. با در نظر گرفتن سایه ها، نمی توان سطح دقیق درختان را تخمین زد، اما تأثیر آن بر تخمین تعداد درختان و تنوع اندازه درختان بسیار کمتر است.
برای انجام طبقه بندی تصویر 2011 از 12 سطح گرانولومتری استفاده شده است. این انتخاب با وضوح تصویر و اندازه عناصر مورد نظر تعیین شده است. اینها درختان بزرگتر در اطراف روستا و درختان و درختچه های کوچکتر هستند. بزرگترین تاج برخی از درختان گروه بندی شده می تواند به قطری بالاتر از 30 متر (بیش از 20 پیکسل) برسد، بنابراین 12 سطح گرانولومتری انتخاب خوبی برای تشخیص آنها بدون افزودن اطلاعات بی فایده است.
برای انجام یک طبقه بندی k-means در 3 کلاس، از 12 سطح گرانولومتری استفاده شده است. نتیجه نشان داده شده در شکل 4، تشخیص پوشش آذرین مناسب و تمایز خالص بین درختان کوچکتر و بزرگتر را نشان می دهد. طبقه سوم مربوط به خاک یا زمینه برای تسهیل تجسم شفاف شده است. این روش به تمایز درختان از خاکهای تیرهتر (آیش) اجازه میدهد، که به سختی میتوان با استفاده از تکنیک آستانهسازی به دست آورد. حوض کوچکی در شمال روستا به رنگ آبی طبقه بندی نشده است زیرا پاسخ طیفی آن کمی با درختان متفاوت است.
گرافیک در شکل 5مکان های مرکز 3 کلاس را بسته به اندازه SE نشان می دهد. تبعیض خوبی بین طبقات مشاهده شده است، زیرا حداقل همپوشانی طبقات وجود دارد. کلاس آبی یک مقدار پیک را برای یک SE با اندازه 5 نشان می دهد که مربوط به اندازه متوسط درختان شناسایی شده توسط این کلاس است. کلاس سبز حداکثر را برای SE با اندازه 1 و 2 ارائه می دهد که کوچکترین درختان را در بر می گیرد. این حداکثر نسبت به کلاس آبی پایینتر است، زیرا پاسخ طیفی کوچکترین درختها را میتوان به راحتی با پسزمینه ادغام کرد، بنابراین مقدار میانگین این پیکسلها افزایش مییابد (و تفاوت بین تصویر اصلی و تصویر بازسازیشده کاهش مییابد). . کلاس قرمز (مرتبط با پس زمینه خاک در تصویر) به طور منطقی پاسخی نزدیک به صفر را برای هر اندازه ای از SE نشان می دهد.
طبقه بندی در 7 کلاس با استفاده از 20 سطح گرانولومتری یک همپوشانی طبقه آشکار را همانطور که در شکل 6 نشان داده شده است نشان می دهد . کلاسهای آبی و سبز یا کلاسهای فیروزهای و قرمز اجسامی با اندازه یکسان اما پاسخ طیفی متفاوت را به حساب میآورند. کلاس قرمز حداکثر برای یک SE با اندازه 5 را نشان می دهد. اشیاء شناسایی شده توسط این کلاس از بزرگترین درختان مشاهده شده توسط کلاس فیروزه ای روشن تر هستند که عمدتاً مربوط به خاک های تیره (آیش) است. همانطور که در شکل 6 مشاهده می شود ، اطلاعات کمی با استفاده از سطوح گرانولومتری برتر از 12 اضافه می شود.
طبقه بندی تصویر 1975 با استفاده از 4 کلاس و 12 سطح گرانولومتری انجام شده است. از آنجایی که این تصویر کنتراست و وضوح کمتری نسبت به تصویر سال 2011 دارد، K بالاتری برای تشخیص بهتر طبقات مورد نیاز بود. تعداد k به صورت تجربی انتخاب شد: ak پایین تر از 4 منجر به سردرگمی مهم درون طبقاتی می شد در حالی که ak برتر از 4 منجر به همپوشانی بین طبقاتی قابل توجه می شد. یک k برابر با 4 به عنوان یک سازش خوب برای تبعیض طبقات یافت شد، حتی اگر برخی از مشکلات باقی بود.
در حالی که تعداد سطوح گرانولومتری (اندازه SE) به راحتی با توجه به اندازه ساختار تصاویر انتخاب می شود، مشکل انتخاب سیستماتیک یک k مناسب باقی می ماند. k صحیح به ساختار تصاویر و تفسیر انسانی از آنها متکی است. روش آرنج [ 25 ] برای تعیین k در طول این مطالعه استفاده شده است اما بی نتیجه بود.
شکل 7 طبقه بندی سال 1975 را در 4 کلاس نشان می دهد. کنتراست و وضوح کم منجر به حداکثر مقادیر برای اندازه های SE بزرگتر می شود. همپوشانی بین کلاس های سرخابی و سبز و بین کلاس های سرخابی و آبی وجود دارد ( شکل 8 ). کلاسهای آبی و سرخابی بزرگترین درختان را به تصویر میکشند، در حالی که رنگ سبز اساساً مربوط به درختان کوچکتر و نقاط تیره مرتبط با شرایط خاک است که ارزش خاکستری روشنتری نسبت به درختان دارند.
برای بهبود طبقه بندی، طبقه بندی k-means در 3 کلاس بر روی کلاس سبز انجام شد. این طبقه بندی تودرتو اجازه می دهد تا درختان کوچکتر کلاس سبز را از طبقه بندی اول تشخیص دهیم. همانطور که در شکل 9 نشان داده شده است، طبقه بندی تودرتو برای کلاس سبز یک ماکزیمم را برای SE با اندازه 5 نشان می دهد، که یک مقدار مرکز بالاتر را نشان می دهد، حتی اگر اندازه SE مربوطه کوچکتر از اندازه دو کلاس دیگر باشد. طبقات قهوه ای و سیاه از طبقه بندی تو در تو حذف شده است زیرا مربوط به لکه های تیره است که به پوشش زغالی مرتبط نیستند. طبقه بندی نهایی در شکل 10 نشان داده شده است. تعداد کل کوچکترین درختان و درختچه ها در این طبقه بندی در مقایسه با طبقه بندی سال 2011 بسیار دست کم گرفته شده است، زیرا مستقیماً با ویژگی های تصویر (کنتراست و وضوح کم) مرتبط است. طبقه بندی اکثراً رضایت بخش است که منجر به 3 کلاس کاملاً متمایز می شود.
مقایسه بین دو طبقه بندی نهایی (1975 و 2011) تغییراتی را در طول دهه های گذشته نشان می دهد. تعداد بالاتری از طبقات نهایی می تواند نشان دهنده تنوع زغالی بالاتر در سال 1975 باشد. تنوع کمتر به معنای پوشش کمتر آذرین نیست: در واقع تجزیه و تحلیل حضور بیشتر درختان بزرگ و کوچک را در سال 2011 نشان می دهد. این را می توان با مدیریت پایدار جمعیت محلی و ادغام بهتر پوشش آذرین و کشاورزی توضیح داد. انتخاب گونه های بهبود یافته توسط دهقانان و خشکسالی های دهه 80 می تواند تنوع رو به کاهش را توضیح دهد.
طبقه بندی تصویر 2011 برای ارزیابی دقت با سایت های حقیقت زمین مقایسه شد. سایت های حقیقت زمینی به صورت دستی با تفسیر بصری تصویر 2011 با استفاده از تصویر اصلی Google Earth برای تأیید دیجیتالی شدند ( شکل 11 ). فقط درختان و درختچههای کوچکی که در تصویر نمونهبرداری مجدد در سال 2011 قابل تشخیص بودند (پس از تأیید) دیجیتالی شدند. سه مکان معرف زمین های زراعی هستند، پایین دره و روستا برای ارزیابی دقت انتخاب شدند ( شکل 12 ). متأسفانه با طبقه بندی 1975 نمی توان همین ارزیابی را انجام داد. به طور کلی، طبقهبندی سطح پایینتر خطای کمیسیون را در تشخیص درخت نشان میدهد در حالی که سطح خطای حذف بالاتر است ( جدول 1).). این به ویژه برای زمین های زراعی و پایین سایت های دره صادق است. در این سایتها، خطای حذف برای کلاسی که درختان کوچک را نشان میدهد بسیار زیاد است (به ترتیب 0.0783 و 0.0397). برخی از درختان و درختچه های کوچک جدا شده توسط طبقه بندی حذف شدند، به عنوان یک نتیجه از وضوح تصویر استفاده شده برای طبقه بندی (1.3 متر). در بخش کوچکی از تصویر اشغال شده توسط روستا، خطاهای کمیسیون بسیار بیشتر از خطاهای حذف است، این به دلیل سایه ها و خانه های تاریک است که به عنوان درختان کوچک یا بزرگ طبقه بندی می شوند.
همانطور که در [ 26 ] اشاره شد ، درختانی که سطحی نزدیک یا پایین تر از سطح پیکسل را اشغال می کنند (حدود 2 متر مربع ) به سختی قابل تشخیص هستند. این یک اشکال اجتناب ناپذیر از وضوح فضایی استفاده شده است. فرض بر این است که همین مشکل در طبقه بندی 1975 وجود دارد، بنابراین حضور پوشش آذرین جدا شده را دست کم می گیرد.
3.2. کریب کاینا
Kirib Kaina (1068 نفر در سال 2001) در 75 کیلومتری شمال شرقی نیامی واقع شده است. این روستا که در گوشه سمت راست پایین تصویر در شکل 13 قرار دارد، نزدیک به یک دره فسیلی و یک فلات تخریب شده است که در دهه های گذشته برای تامین علوفه بیش از حد مورد بهره برداری قرار گرفته است ( شکل 14 ). در این عکس ها، بوته ببر با مجموعه های نواری از درختان و درختچه ها به دنبال شرایط توپودافیک مشخص می شود. این تصاویر نشان می دهد که بوته ببر بین سال های 1975 تا 2010 تقریباً به طور کامل ناپدید شده و به خاک لخت تبدیل شده است. تغییرات کاربری زمین باعث تخریب سیستم هیدرولوژیکی شده است [ 27]. درختان جدا شده، که به طور تصادفی در سراسر منطقه در سال 1975 پراکنده شدند، به طور کلی یافت می شود که به صورت خطی و به دنبال سیستمی از خندق ها در سال 2010 سازماندهی شده اند. به نظر می رسد تخریب هیدرولوژیکی به نفع افزایش ناهمگونی فضایی و تکه تکه شدن چشم انداز است.
همان روشی که برای روستای گیلینی انجام شده است. جدیدترین تصویری که از Kirib Kaina در این آزمایش استفاده شده است (ژانویه 2010) یک عکس از صفحه نمایش تصویری با وضوح بسیار بالا است که توسط Digital Globe ارائه شده است. این تصویر با وضوح یک عکس هوایی اسکن شده از یک ماموریت IGN در مارس 1975 نمونه برداری شد. وضوح فضایی حاصل حدود 1.3 متر است.
همانطور که در مورد Guileyni، جدیدترین تصویر کنتراست (0.6088) و وضوح (7.5778) بالاتر از تصویر 1975 (به ترتیب 0.3172 و 2.557) ارائه می دهد. کنتراست و وضوح بالا ظرفیت تشخیص روش k-means را افزایش می دهد. افزایش کنتراست در تصویر سال 1975 اعمال نشده است زیرا باعث افزایش سردرگمی بین طبقات، به ویژه بین محدودیت های فلات می شود ( شکل 14) .) یا خاک های مرطوب تر که تیره تر هستند و بوته ببر. تا 25 سطح گرانولومتری برای طبقه بندی هر دو تصویر استفاده شده است. تعداد سطوح با توجه به اندازه عناصر مشخص کننده پوشش آذرین انتخاب شده است. دو دسته متضاد متمایز شده اند: درختان جدا شده و بوته ببر. از آنجایی که بوته ببر در برخی نقاط تا 60 تا 70 متر عرض دارد (بیش از 45 پیکسل)، یک گرانولومتری سطح 25 انتخاب شده است.
طبقه بندی تصویر 2010 با استفاده از 25 سطح حاصل از تجزیه و تحلیل مورفولوژیکی انجام شد ( شکل 15 ب). یک طبقهبندی تودرتوی خودکار آزمایش شد، نتیجه نهایی مشابه طبقهبندی k-means معادل است. در مرحله اول، یک طبقه بندی k-means از 4 کلاس برای جداسازی خودکار پوشش آذرین از پس زمینه استفاده شد. سپس برنامه کلاس را با میانگین بالاتر در تصویر اصلی که با پس زمینه مطابقت دارد شناسایی کرد. ثانیاً، یک k-means 3 کلاسه به طور خودکار بر روی پیکسل های طبقه بندی شده به عنوان پوشش آذرین برای تمایز بین درختان جدا شده و بوته ببر انجام شد. 3 کلاس نهایی تبعیض خوبی را بدون همپوشانی بین طبقات نشان دادند ( شکل 16). کلاس آبی برای درختچه ها و درختان جدا شده در نظر گرفته می شود در حالی که کلاس قرمز برای درختان بزرگتر با قله SE با اندازه 5. کلاس سبز به عنوان بوته ببر شناخته می شود و مشخصات دانه سنجی آن کاملاً با دو کلاس دیگر متفاوت است. چندین ماکزیمم محلی را برای یک SE با اندازه های 13، 16، 21 و 23 نشان می دهد. ساختارهای مختلف موجود در تصویر به خوبی توسط پروفایل های گرانولومتری متمایز می شوند.
تصویر 1975 کنتراست و وضوح کمتری دارد و بنابراین احتمال بروز سردرگمی بین کلاسها بیشتر است. تعداد k و تعداد طبقهبندیهای تودرتو باید بیشتر باشد زیرا تمایز طبقات پیچیدهتر است. یک سردرگمی احتمالی بین بوته ببر و خاکهای تیرهتر (آیش یا ساوانای طبیعی) و بین بوته ببر و دامنههای اتصال فلات لاتریت و دره (خاکهای سنگی و تیره) وجود دارد. بوته ببر و درختان جدا شده به طور جداگانه شناسایی می شوند. یک طبقه بندی k-means با استفاده از 25 سطح گرانولومتری انجام شده است. نمایه گرانولومتری یک همپوشانی مهم بین طبقات را نشان می دهد ( شکل 17): به عنوان مثال، کلاس سرخابی، نارنجی و سبز همگی به بوته ببر و در عین حال به دامنه های فلات مرتبط هستند. طبقه بندی های تو در تو متوالی برای به دست آوردن نتیجه نشان داده شده در شکل 15 a استفاده شد. هنوز سردرگمی وجود دارد به خصوص بین برخی از خاک های تیره و بوته ببر. مقایسه بین دو مجموعه داده، تغییرات مهم اکولوژیکی را که در دهههای گذشته رخ داده است، نشان میدهد. بوته ببر تقریباً به طور کامل ناپدید شده است و توزیع درختان جدا شده اصلاح شده است.
برای انجام ارزیابی دقت، دو سایت حقیقت زمینی با تفسیر بصری تصویر 2010 دیجیتالی شدند، همانطور که برای Guileyni از تصویر اصلی Google Earth برای تأیید استفاده شد ( شکل 18 ). این دو سایت در مهمترین واحدهای منظر موجود در تصویر قرار دارند: فلات و شبکه زهکشی مرتبط با فلات ( شکل 19 ). خطاهای حذف به ویژه برای درختان کوچک زیاد است ( جدول 2) که مستقیماً با وضوح فضایی تصویر مرتبط است. مقداری سردرگمی بین طبقات نیز قابل توجه است، عمدتاً سردرگمی بین درختان کوچک و بوته ببر برای سایت اول (بوته ببر به عنوان درختان کوچک طبقه بندی می شود) و بین درختان کوچک و درختان بزرگ برای سایت دوم.
بدون نظر